حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

جانا به عهد خود وفا کن ...

يكشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ

حاج آقا درد را خوب می شناخت. یک ساعت درست همان جایی که گیر افتاده بودم را نشان می داد. با تمام زوایا و ریزه کاری هایش. آنجا که آدم به ضعیف بودنش آنقدر پی می برد که حتی دل گیر می شود. یک ساعت ِ تمام می گفت که این وادی چنین است و چنان. و من رفته رفته از خود نومید می شدم ..

ضربه ی نهایی خط ِ آخر کلام بود که گفت : " و متاسفانه برین درد اذعان می کنم که درمانی نمی شناسم ... ". فقط دعا کنید ..

.

.

پ.ن:

اگر حالا بمیرم، قطعا از زندگی ام پشیمان خواهم بود. قطعا ... 

.

.

و هو یتولیَّ الصالحین ...

  • ۹۲/۰۱/۲۵
  • ح.ب

نظرات  (۵)

...
شبهای عجیبی است.. با خواب (های) پریشان و قلب (های) ناآرام.. و انگار نگاهی دلی را لرزانده.. لرزاندنی که نباید از ابتدا بازگو می شد...
یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه
حالا بهترید؟

پاسخ:
شکر ..
الان 1سال و 5 ماهه که دارید مینویسید تو این وبلاگ
و من هیچکدوم از پست هارو جا ننداختم....شاید هیچ حرفتون به این اندازه تاثیر گذار نبود برام و البته
هیچوقت فکر نمیکردم این جمله رو بخونم اینجا:
قطعن از زندگی ام پشیمان خواهم بود ...قطعن.....
چرا؟؟؟؟؟؟؟

-----
دسام یخه...................................................................
چقققدر ضعیفیم..........................................
الهی....وربی.....
من لنا غیرک؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی