حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

مثل امروز که تنگ است دلم ..

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۰۳ ب.ظ

یک از همین بعد از ظهرهای زمستانی خواهم آمد. کاش نرفته باشی. حالا خانه دلتنگ ِ غروبی خفه ست. که می دانم. شاید. هرچه حالا دلم را به چیزی خوش می کنم نمی شود. گم می شوم. در حوالی گذشته. که حالا نیستم جایی که باید باشم. کاش از پشت شیشه من هم برایت دست تکان بدهم. کاش نگاه کنی. کاش نگاه مان کنند. دنیا همین ست دیگر. باید بدانی که نگاهت می کنند اما هیچ نتوانی نگاهشان کنی. باید بدانی به تو نزدیک هستند اما تو ندانی که به آن ها نزدیک هستی یا نه. پشت شیشه برایت از نگاه خواهم گفت. که چطور حالا ده ها آدم فکر می کنند تو به آن ها نزدیک ترین بوده ای و هیچ کدام ندانند که کدام شان پیش تو نزدیک تر بوده اند. عزیزتر. هستند. نمی دانم. این لحظات ِ من باور نمی کنی که همه اش دارد از پشت آن شیشه اتفاق می افتد. بمان. خواهش می کنم ..

.

.

من پس از اینهمه سال/ چشم دارم در راه/ که بیایند عزیزانم .. آه ..

  • ۹۲/۱۱/۱۳
  • ح.ب