حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

ما چگونه ما شدیم (2) ...

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ق.ظ

هراکلیتوس به حقیقت به شکل یک موجود دائم التغییر می نگریست. معتقد بود همیشه حقیقت در حال رشد است و یک موجود صلب لایتغیر نیست. هگل در فلسفه ی دیالکتیک ش با استفاده از نظرات هراکلیتوس، می گفت که پیشرفت انسان در ذات خود یک مکانیزم آشفته است که مستلزم افراط و تفریط است. و اصولا نمی شود بدون اینکه دچار افراط یا تفریط شد، به حقیقت مشخصی رسید. بر این اساس، تضاد و تناقض اساس تکامل است. و فلسفه تاریخ این نموّ به سمت پیشرفت را به خوبی نشان می دهد. و هر فلسفه ای که منتج از تاریخ جهان نباشد فلسفه نیست .. 

به نظرم، در جامعه ای که راهبر کامل الذّهنی وجود نداشته باشد، خواه جامعه ی اسلامی و خواه غیراسلامی، مسیر پیشرفت دچار افراط و تفریط از حقیقت می شود و در نقطه ای خواهد ایستاد که برایند دیالکتیک عام جامعه در طول ادوار است. تاریخ را که بررسی می کنیم، تنها در ادوار خاصی جامعه دچار پیشرفت محض بوده است و نوسان حول حقیقت نداشته است و آن ادوار خاص، حضور پیامبران در جامعه بوده است. مثلا تاریخ نبوت پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله و علیه و آله را که مرور می کنیم، جامعه در طول سال های رسالت ایشان یک پیشرفت محض را به خود می بیند. که همین قضیه در دوران خلفاء و در مدّت کوتاهی دچار نوسان می شود. عمر در اصول دچار افراط می شود و عثمان در طرف دیگر دچار تفریط. و جامعه عملا به دست امام نمی رسد تا به پیشرفت محض برسد ...

اینست که در زمان غیبت امام معصوم، که همه ناگزیر از اشتباهیم، این دیالکتیک پیشرفت اخلاقی و اسلامی لاجرم وجود خواهد داشت. پستی و بلندی ها. فرازها و فرودها. با یک حادثه ی اسمی به نام انقلاب اسلامی، نباید انتظار داشت همه چیز به یکباره تغییر کند. گرچه ظاهر عام جامعه ممکن است متحوّل شود ولی خصلت ها می ماند و تا مدّتی اسلامی نمی شود. برای اینکه خصلت اسلامی تثبیت شود، بایستی این فرایند دیالکتیک رخ دهد. و در این سلسله مراتب پیشرفت، برای تحقق مدیریت اسلامی، لازم است مدیریت فرایند تصاد و تناقض هگلی اش را طی کند ..

اینکه آنها که یک روز از سفارت آمریکا بالا می رفتند حالا دست به سوی آمریکا دراز کرده اند همین مسیر تضاد و تناقض برای رسیدن به حقیقت است. اینکه جامعه از خاتمی به احمدی نژاد می رسد و دچار تفریط و افراط می شود، همین فرایند است. حسن روحانی، موج کم دامنه ی تفریط بر افراط پر دامنه ی احمدی نژآد است. همانطور که احمدی نژاد، افراطی بر تفریط پر دامنه ی خاتمی بود. رئیس جمهور بعدی کشور، یک افراط کم دامنه بر روحانی است. و این فرآیند در ابعاد مختلف ادامه می یابد که دیالکتیک طبیعی جامعه به خط حقیقت همگرا شود ... 

ازین فرایند گریزی نیست. بایستی آن را طی کرد. البته سرعت ش می تواند متفاوت باشد، لکن از حدّی نمی تواند کمتر باشد. جنگ، شورش، سرکوب، خشونت، درگیری های قبیله ای و گروهی این فرایند را طولانی می کند. صبر، آرامش و آزادی بیان آن را به پیش می راند. هرچند که همین صبر و آرامش و آزادی بیان حاصل از فرایند شناخت تدریجی است ...

باید به جامعه ی اسلامی مان، امیدوار باشیم و فرصت بدهیم تا با آرامش این خصلت های اسلامی منقح و پیاده شود. فرازها و فرودها طبیعی است. گوهری که پس ِ این حوادث است، تحمّل هر سختی را آسان می کند ... 

  • ۹۶/۰۶/۲۹
  • ح.ب

نظرات  (۱۳)

اونایی که توی اون دوره ی خیلی نزدیک به حقیقت زندگی میکنن چه برتری دارند،چه طوری مستحق اون آرامش شدن...
پاسخ:
اللهم عجّل لولیک الفرج ..
به خاطر همین است دعا برای ظهور امام مهّم است و درک امام نعمت بی حد و حصر ...
.
.

  • واقعیت سوسک زده
  • من به اندازه ی خوش بینی شما بدبینم ...
    پاسخ:
    اشتباه می کنید. ما به خوب جایی می رسیم. من نسلی را دارم می بینیم که شما نمی بینید ... 
    این نگاه از بالا به خط مشی ها 
    خیلی سخت است. اینکه تحلیل کنیم بی آنکه غرق شویم. پس راه  چطور انتخاب میشه؟ 
    پاسخ:
    منظورم اینست که انتظار یک رئیس جمهور کارآمد و انقلابی با مدیریت اسلامی، یک انتظار انتزاعی است در حال حاضر ..
    این یک مسیر چند ده ساله و بلکه صد ساله است ... 
    برای همین نوسانات بسیار است که لازم است هر تغییر‌های سیاسی اجتماعی با دقت و ظرافت و در طول زمان طراحی شود. دموکراسی‌های یک‌شبه و انقلاب‌ها هیچ وقت چاره‌ساز نبودند.
    انقلاب اسلامی هم صرفاً با تعویض شکل حکومت محقق نمی‌شود...

    منقوص
    پاسخ:
    منقوص؟
    نام وبلاگ است.

    سلام آره باید امیدوار بود، و هستیم


    بالعکس، فکر می کنم به جای آنکه این افراط و تفریط ها روز به روز کمتر شوند تا به مسیری همگرا برسند، روز به روز تشدید می شوند و فاصله ها را بیشتر می کنند.
    همانگونه که عقیده دارم، هر رئیس جمهوری نسبت به رئیس جمهور قبل، موجی پر دامنه تر از افراط یا تفریط را بر جامعه حاکم می کند. 
    پاسخ:
    موافق نیستم. شما فضای سال ٧٧ و ٧٨ را تجربه کردید؟
    در این صورت لازم نیست تلاش خاصی انجام بگیرد و نباید خیلی نگران و پیگیر اصلاحات باشیم چون باید زمان بگذرد تا به یک نقطه ی درست برسیم. این نگرش باعث کند شدن پیشرفت نمی شود؟ 
    پاسخ:
    موافق نیستم. حوادث سال 88 ضربه ی مهلکی به این فرایند بود. درگیری های قومی ضربه های سختی هستند. اقدام مسلحانه ی جریان مارکسسیت در سال 60، به روند پیشرفت کشور آسیب های جدی وارد کرد.

    همانطور که نوشتم، باید از درگیری های فیزیکی اجتماعی، قبیله ای و قومی پرهیز کرد تا این فرآیند سرعت گیرد. 
    تا گوهر را چه بنامید؟

    تا فرصت را چه بدانید؟

    تا تعریف تان از زمان چه باشد؟

    تا طبیعی را چه بدانیم؟
    التقاط مبانی یعنی نشناختن مبانی نطریات مختلف و مقایسه و تطبیق روبنای انها با همدیگر فارغ از مبانی دو دیدگاه
    نطریه تز و انتی تز هگل بر مبانی ای سوار شده که به هیچ وجه نمیشه حق واحد و مطلق رو با اون توجیه کرد
    و اگر مبانی اون نظریه رو هم نادیده بگیریم صحبت های شما جز چند سطر سخن که مبنایی جز استقرا و تجربه ندارد نیست
    پاسخ:
    سلام. بله می دانم. ولی بهرحال این ایده که مسیر پیشرفت جوامع بشری، دچار پستی و بلندی، تضاد و تنافض هست  را در سیر تاریخ اسلام می شود دید. حالا لزومی ندارد که نعل به نعل آنچه هگل مطرح کرده است را پی کنیم 
  • تکراری Tekrari
  • سال های 77, 78 درک خاصی از اوضاع اجتماعی و سیاسی نداشتم.
    ولی در این 10, ,12 سال، اندک درکی که از مناسبات سیاسی و شرایط اجتماعی پیدا کردم, این باور را تقویت می کند که مسئولین بالاخص روسای جمهور, روز به روز بیشتر دچار افراط و تفریط می شوند.
    البته منکر روند رشد حقیقت نیستم, اما معتقدم مدیران امروز جامعه روز به روز بیشتر مانع رشد سریعتر این جریان می شوند.
    آیه ای خوب که متناظر با این مبحث باشد من پیدا نکردم 
    راهنمایی بفرمایید

    پاسخ:
    یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه ...
    .
    .
    کدح در لغت به معنای خراشیدن روی است. و به معنای مجاز، کوشش بسیار. اعم از خیر و شر ..
    سلام 
    ممنون 
    بسیار عالی بود 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی