حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

۱۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است


حتی گاهی که اینطور به من ظالمانه و بیرحمانه حمله می شود، و اطمینانی عجیب دارم که حق با من ست، در تمام سطور ِ داستان نقطه ای را پیدا می کنم که اشتباه کرده ام. بعد شروع می شود سرزنش به خودم .. بعد استغفار .. بعد نگرانی ازینکه نکند خدا نبخشد .. بعد زنگ می زنم به طرف، که آقا این یک نقطه را اشتباه کردم، تو ببخش ..

مثل این می ماند که توی خیابان، کسی کیفت را بدزد و تو ناسزایی بگویی و او برود. بعد بیفتی دنبالش که این فحش حق تو نبود و مرا ببخش و الخ .. حالا کیف را نمی دهی به درک، ولی آن یک فحش را در گذر ..

.

فکر نکنی این از روی تقواست، یا پاکدامنی، یا هرچه ازین دست .. از روی مریضی ست .. از روی کمال گرایی ِ احمقانه شاید .. از روی وسواس ذهنی .. از روی ترس .. نمی دانم. هرچه هست، پشت آن تقوا نیست. ضعف ست. همین ..

.


پ.ن:  سبحانک انّی کنت من الظالمین ...

  • ح.ب

روزهایی بود که شایعات ِ پشت سرش، از زندگی عادی ش به شدت جذّاب تر بود ...

.

.

  • ح.ب

روزهایی بود که آدم ها را در ادبیات خودشان شکست می داد ..

.

.

  • ح.ب

پیشترها که از فقه می خواندیم که شک در نماز دو رکعتی باطل ست، خنده ام می گرفت که چه حالی باید داشته باشد طرف که توی نماز ِ دو رکعتی هم شک کند ... 

.

.

از شما چه پنهان که ...

.

  • ح.ب

راست می گفت. قاطع نیستم. ملایم هستم. نمی توانم جایی خط بکشم و روی ش کارد بگذارم و ببرم و بروم. از دنیای صفر و یک فاضله گرفته ام. این روزها در اکثر مواجهات، در طرف مقابلم هم حرف هایی پیدا می کنم که دوست دارم. شاید شناخت ِ کافی ندارم. شاید هم ضعف روحی ست ..

.

باری بهرحال، این روزها توی قنوت نمازم، از خدا حکمت می خواهم ...


  • ح.ب

به نظرم توی شطرنج، بهترین مهره ی بازی اسب ست .. چون خطی نیست ..  سخت ست جلوی حرکاتش را گرفتن .. پیش بینی ش هم ساده نیست .. فی الجمله آن ها که حرفه ای هستند، حاضرند وزیرشان را بدهند که اسب شان بماند .. قدیم یادم هست یکی به من می گفت می شود با یک اسب و یک پیاده کسی را مات کرد ! ..

.

.

خلاصه اسب هایم را بسته ام به سکوت ..

.

  • ح.ب

" من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقتها به دستهایم نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دستهایم چکار کرده اند؟ یک جایم را خارانده اند ٫ چک نوشته اند ٫ بند کفش بسته اند ٫ سیفون کشیده اند و غیره . دستهایم را حرام کرده ام . همین طور ذهنم را ... "

 

عامه پسند ... چارلز بوکوفسکی ...


.
  • ح.ب

" فَوَلِّ مِنْ جُنودِکَ اَنْصَحَهُمْ فى نَفْسِکَ لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لاِِمامِکَ،

وَ اَنْقاهُمْ جَیْباً، وَ اَفْضَلَهُمْ حِلْماً، مِمَّنْ یُبْطِئُ، عَنِ الْغَضَبِ،

وَ یَسْتَریحُ اِلَى الْعُذْرِ، وَ یَرْاَفُ بِالضُّعَفاءِ، وَ یَنْبُو عَلَى، الاَْقْوِیاءِ،

وَ مِمَّنْ لا یُثیرُهُ الْعُنْفُ، وَ لایَقْعُدُ بِهِ الضَّعْفُ.

و کارگزارانت را از کسانی انتخاب کن که پیش تو نسبت به خداوند و پیامبر و امامت خیرخواه تر .. و پاک دامن تر .. و بردبارتر ست ..آن ها که دیر به خشم می آیند، پوزش پذیر تر هستند، با ناتوانان مهربان و در مقابل گردنکشان نترس ترند..از آنان که خشونت آن ها را بر نمی انگیزد .. و ناتوانی وی را بر جای نمی نشاند ...

"

نهج البلاغه .. نامه ی 53 .. به مالک بن اشتر نخعی ..

.

.

.

این معنی حقیقی یک کارگزار در جمهوری اسلام ست ...

.




  • ح.ب

امام صادق علیه السلام فرمودند:

مَن طَلَبَ الرِئاسةَ هَلَکَ.
هرکه ریاست طلب باشد، نابود گردد.

اصول کافی، ج 2، ص 29

  • ح.ب

مثل اشکی که پشت ِ خشم سنگر گرفته باشد ...

.

.


  • ح.ب