حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی

شادی شیخی که خانقاه ندارد (5) ...

شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۰۳:۱۶ ب.ظ

خیابان بوی خون و خیانت می داد. پیشتر خیال می کردم این حوادث در پاییز رخ دهد. لکن به دی ماه افتاده بود. از چشمان عابران می شد بسیاری چیزها را فهمید. دی ماه را با صدای فروغ به خاطر می آوردم، "امروز روز اوّل دی ماه ست/ من راز فصل ها را می دانم ... ". و همه ی آن شعر در میانه ی این حوادث برایم انگار مرور می شد. سخت و سرد و آهسته .. "وقتی در آسمان، دروغ وزیدن می گیرد/ دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟/ ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم میرسیم و آنگاه/ خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد ... " انگار دیگر نمی شد چیزی را برای کسی توضیح داد. این بود که در گوشه ای خودم را زخم می زدم که چرا اینان چنین می کنند. چرا حقیقتِ اسماء اللّهیِ جمهوری اسلامی را نمی بینند و باطلِ اباطیل وحشی ها و حرامی های آن ینگه دنیا را باور می کنند. "من این جزیره ی سرگردان را/ از انقلاب اقیانوس/ و انفجار کوه گذر داده ام/ و تکّه تکّه شدن/ راز آن وجود متّحدی بود/ که از حقیرترین ذرّه هایش/ آفتاب به دنیا آمد ... ". انگار آن پرده ی شرم و حیا که نمی گذاشت باطن ما همدیگر را ببیند، در حال رخت بربستن از میان بود. داشتیم با صاف ترین صافیِ لحظه ها نزدیک می شدیم. آنجا که دیگر کناره ای نبود. وسط نمی توانستی ایستاده باشی. یا با ما بودی و یا بر ما. و دیگر آن فرهنگ همیشگی تعارف فرو افتاده بود. "و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست/ که همچنان که تو را می بوسند/ در ذهن خود طناب دارِ تو را می بافند". و حسرت بود و خسران و جای خالی ها. "و چه روشنایی بیهوده ای در این دریچه ی مسدود سر کشید .. و انسانِ پوک .. انسان پوکِ پر از اعتماد .. ". من این روزها را دیده بودم. و راز این لحظه ها را می دانستم. به قول ارمیای امیرخانی، وحشی و حرامی دوره ام کرده باشند و مثل مولا ایستاده باشم حتی به قطع الوتین.  بزرگی می گفت شیطان پشت ابناء ش را خالی می کند. شیطان در هیچ کاری ایستادگی نمی تواند. مقاومت کاری مومنانه ست. "پس آفتاب، سرانجام/ در یک زمانِ واحد/ بر دو قطب نا امید نتابید/ تو از طنین کاشیِ آبی تهی شدی/ و من چنان پُرم که روی صدایم نماز می خوانند". و خیابان پر بود از خشونت و خیال. خون و خیانت. از خودخواهی و خنجرهای خنیاگر. "جنازه‌های خوشبخت/ جنازه‌های ملول/ جنازه‌های ساکت متفکر/ جنازه‌های خوش‌برخورد، خوش‌پوش، خوش‌خوراک/ در ایستگاههای وقت‌های معین/ و در زمینه‌ی مشکوک نورهای موقت ..." می گفت اولین نوری که عرفا می بینند رشته نوارهای نورانی و طلایع باریکی ست که گاه و بیگاه ظاهر می شوند و کم کم قوّت می گیرند و به شکل ستاره ریز درخشان می شوند. سپس به شکل ماه و بعد خورشید در می آیند. و آنگاه مانند شعله ای می شوند که افروخته شده باشد. شاید شبیه آنچه موسی در طور دیده بود. انّی انست نارا .. نورهایی که می گفت این مسیر حق ست و باید به سرانجام آن رسید. باید رفت. باید به سرعت تاخت. تابه آن لحظه ی موعود رسید. تاریک ترین جای شب آبستن صبح ست ... 

  • ۰۴/۱۰/۲۱
  • ح.ب

نظرات  (۲۷)

عالی بود عالی 

از انقلاب اسلامی با افتخار باید دفاع کرد 

لا ینال عهدی الظالمین

لا ینال عهدی الظالمین...

...و از ظلمی که بر مردم نجیب و مظلوم این سرزمین طی این چهل و اندی سال رفت

...و  دسته گل های مردم که اینطوری بی گناه بی گناه کشته شدند...

 

 

پاسخ:
ناکثین هم همین را به امام علی علیه السلام تهمت میزدند.
در جنگ صفین امام را به ریختن خون مسلمانان برای کسب قدرت متهم میکردند.
اگر جمهوری اسلامی از پس این همه توطئه ی داخلی و خارجی، توانست بیرون بیاید، بدانید مویدبالله ست

روی عقایدتان قمار نکنید...

تمام.

 

به :
ح . س .

انسانهای شریف موظفند به دریافتهای صحیح از دنیا واکنش نشان دهند و بر اساس اعتقادشان حرف بزنند که اگر اینطور باشد حتی اگر آن فرایند هم در مقطعی اشتباهی به ظاهر ظاهربینان کرده باشد چون رفتار آنها از ریشه اعتقادی و ایدئولوژیکشان سرچشمه میگرید شرافتشان محفوظ میماند و نزد خداوند ماجورند 

به شیطان بگویید روی ایجاد شک و ترتید در دل مومنان قمار نکند 

" انگار دیگر نمی شد چیزی را برای کسی توضیح داد. این بود که در گوشه ای خودم را زخم می زدم که چرا اینان چنین می کنند."... ه م ی ن.

سلام آقای دکتر 

بصیرت سیاسی را چطور می شود کسب کرد به نظر شما ؟ 

پاسخ:
سلام. از خداوند هدایت بخواهید ... 

به قول ارمیای امیرخانی، وحشی و حرامی دوره‌ام کرده باشند و مثل مولا  ایستاده باشم حتی به قطع‌الوتین

صبغه‌الله و من احسن من‌الله صبغه 

 

جناب ح.س.، درباره ظلم بر مردمان نجیب و مظلوم غزه و کشته‌شدگان هفتاد هزاری آن در یکی، دو سال اخیر و البته صحنه‌گردانی واضح قاتلان و جانیان آنان در همین حوادث اخیر دی‌ماه هم کمی بفرمایید!

سلام. نظر شما درباره حمله‌ی آمریکا چیست؟ این تهدیدات و جابه‌جایی های نظامی را، زمینه سازی برای مذاکره می‌دانید؟ یا اینکه هدفشات حمله‌ی قطعی است؟

پاسخ:
سلام و رحمة الله. بالاخره درگیر میشویم. و خداوند موقع خاصی را برای آن درنظر گرفته ست و خیر ما را میخواهد.

سلام و احترام

اگر پیش بینیتون اینه که جنگ نزدیکه، استوک داروخانه رو بالاتر ببریم.

هرچند که ان شالله پیروزی با جمهوری اسلامی هست، ولی تامین دارو مخصوصا توی شرایط جنگی اونم منطقه مجروم خیلی پیچیده ست.

پاسخ:
سلام. این مسیر جز درگیری راه دیگری برایمان نذاشته ست. 
در خصوص داروخانه نمیدانم، درگیری را تا ٦-٧ ماه دیگر قطعی میبینم

احیانا در مورد این فجایعی که حتی داعش هم انجام نداده نظرتان چیست ؟!  چون داعش قرآن آتش نزده ! این ها ظلم نبوده ، آن سرباز امنیتی که ۵۶ ضربه چاقو خورده دسته گل مردم نبوده ؟! 

‎نامِ شعر را آوردی و به ادبیات پناه بردی؛
‎پس بگذار ادبیات، شاهد باشد نه پوشش.
‎خیابان اگر بوی خون گرفت،
‎پیش از هر تفسیر باید پرسید: خونِ که؟ به فرمانِ که؟

‎آن روز، فقط معترض نبود که افتاد.
‎رهگذر افتاد.
‎جوان افتاد.
‎کودک افتاد.
‎پیر افتاد.
‎مردمی بی‌سلاح، با دست‌های خالی.
‎وقتی تیربار رو به بدن‌ها می‌چرخد—
‎نه رو به دشمن—نامش هر چه باشد، حقیقتش یکی است.

‎این «درگیری» نبود؛
‎نقضِ آشکارِ حرمتِ جان انسان بود.
‎وقتی خیابان از بدن‌های بی‌دفاع پر می‌شود،
‎هیچ روایتِ زیبایی
‎حق ندارد بر خون قدم بزند.

‎قرآن معیار را بی‌ابهام گذاشته است:
‎«مَن قَتَلَ نَفسًا بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا» (مائده، ۳۲)
‎و هشدار داده است:
‎«وَلا تَحسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمّا یَعمَلُ الظّالِمونَ» (ابراهیم، ۴۲)

‎از فروغ گفتی؛
‎اما فروغ، شعر را برای داوریِ وجدان می‌خواست.
‎او از آسمانی گفت که وقتی دروغ می‌وزد،
‎پناهِ کلمات، راستی بر زمین است.
‎ادبیات اگر شاهد نباشد،
‎دکور است.

‎از درویشی گفتی؛
‎اما درویشی اگر کنارِ تنِ زخمی نایستد،
‎زیباسازیِ رنج است، نه معنا.
‎از ساده‌زیستی گفتی؛
‎اما ساده‌زیستی وقتی فضیلت است
‎که از بالا آغاز شود،
‎نه وقتی برای مردم نسخه می‌شود
‎و برای قدرت، استثنا.

‎در پاسخ‌ها، پرسشِ حساب به نام‌گذاری بدل شد؛
‎این لغزشِ معناست.
‎وقتی به‌جای پاسخ، برچسب می‌آید،
‎گفت‌وگو تمام شده است.
‎ایمان با خاموش‌کردنِ سؤال قوی نمی‌شود؛
‎با پاسخ‌گویی جان می‌گیرد.

‎خونِ بی‌گناهان روایت نمی‌خواهد؛ حساب می‌خواهد.
‎و آهِ مادران با واژه خاموش نمی‌شود.
‎نانِ بی‌حساب، بویِ حساب می‌دهد؛
‎ثروتی که از رنج مردم انباشته شده،
‎ابتلا نیست—انباشتِ درد است.

‎این پایان ناگهانی نیست.
‎پایانی است که با حافظه‌ی خیابان می‌آید،
‎با چشم‌هایی که دیده‌اند و فراموش نمی‌کنند،
‎با زمان که آرام و بی‌هیاهو
‎فاصله‌ها را می‌سنجد و به حساب می‌آورد.

‎من برای جدل ننوشتم؛
‎برای شهادت نوشتم.
‎تا کلمه دوباره کنارِ انسان بایستد،
‎و شعر به جای خودش برگردد—
‎نه بالای خون،
‎کنارِ حقیقت

در پناه نور، نه بالای خون

پاسخ:
مبارزه ی مسلحانه کردند. شکست فجیعی خوردند.
شیطان بزرگ را صدا زدند.
بازهم انشاء الله شکست خواهند خورد.

وقت تان دارد تمام میشود. پشت شیطان نایستید. از اسم تان شرم کنید. 

این حرامیان مگر انسان بودند اصلا ! 

انسان مگر بی گناه را سر می برد و به دار آویزان می کند ؟!

مگر زنده زنده می سوزاند ؟!  مسجد و حسینیه آتش می زند ؟! 

شما کنار انسان ایستاده اید ؟!شما تحت ولایت شیطان درآمده اید .

بترسید از اینکه خداوند را طوری ملاقات کنید که شریک این اعمالید ! 

سلام

این مطلب رو یکی از دوستانم فرستاد و من تا‌ حالا این وبلاگ رو نخونده بودم.

لطفا همگی اگر نظری دارید راجع‌ به این نوشته دوست دارم بخونم و صدالبته فقط نظر ِتحلیلی، برای فحش و شعار و نسبت دادنِ فلان و فلان، کامنت‌های اینستاگرام و توییتر مکان مناسب‌تری هستند...

اون حکومت مرکزی که مدام داخلِ نوشته داره صحبت میکنه راجع‌ بهش کیا هستن؟

 

 

 https://sourinarges.blogfa.com/?fbclid=PAT01DUAPoWThleHRuA2FlbQIxMABzcnRjBmFwcF9pZA81NjcwNjczNDMzNTI0MjcAAaergCXHcTsVRY2ntuY0QDljQGURRcIPPY8EKZIRGHum60mgvwR3hJXMKr2gAQ_aem_YL0KJLhMJw35tmuIErFwZQ

 

https://sourinarges.blogfa.com/?fbclid=PAT01DUAPoUQVleHRuA2FlbQIxMABzcnRjBmFwcF9pZA81NjcwNjczNDMzNTI0MjcAAafC1qFAtKz9wVUDhsqrZ07xiK1Ig8Q5XC3pA18moMYCvLWoioTeZxdNTHN4oQ_aem_PaaoFl7OYzvvX9ZLUu1LWA

 

فکر کنم پیام بالایی لینک کامل نیومد

@ ف

هر بحثی یک فرض ایتدایی دارد که بنیان یک گفتگو را شکل می دهد ، این شخص می گوید انقلاب ایران و جابه جایی حکومت اسلامی به جای پهلوی با حمایت پنهانی و تاکید آمریکا بوده است . 

خب از ایشان بپرسید اگر اینطوری است چرا چهل و اندی سال است که منافع آمریکا و غرب از ایران تامین نشده ، این همه دشمنی و جنگ و هزینه و تحریم برای چیست ؟ الان این اغتشاشات محدود بوده از نظر ایشان ! 

می گوید من با مطالعاتم به این نتیجه رسیده ام ! 

خیر با مطالعاتش به این نتیجه نرسیده این ایده و حتی ایده اینکه آمریکا راضی به آمدن و رهبری امام بوده یک ایده ای است که از اول انقلاب وجود داشته و طرفدارانی دارد.

این مباحث را طرح می کنند تا مردم را ناامید کنند و بدبین و از صحنه کنار بگذارند تا هر کاری خواستند بکنند . فربب این استدلالات را نخورید 

ممنون از نظرتان

موضعِ خودم را مشخص کنم که من جزء مخالفان هستم اما دوست دارم صداهای شما رو هم بشنوم البته نه از تریبونِ صدا و سیما.

به نظرم در حال حاضر همین گفت‌‌و گوهاست که نجات بخش میشه و من دوست ندارم صدای هیچ شهروندی داخل ایران حذف بشه. چه من که مخالفم و چه شما که جزء موافقان هستید.

نه نمیگه محدود بوده، میگه حکومت به یک اعتراض محدود نیاز داشته . اتفاقا چون گسترده شده نتیجه‌اش سرکوب شدید شده.

نوشته‌اش چاشنی تخیلی و فضایی هم داره که به نظرم به قصد این کار رو کرده که از لحاظ امنیتی گیر نیفته بعدا.

 

شما برای سوال اول ابتدا یک جواب پیدا کنید 

ابتدا فرض اولیه را صحت فرض اولیه را تایید کنید بعد بروید دنبال بخش د‌وم ماجرا .

این طوری برای رسیدن به حقیقت ماجرا به صواب نزدیک تر است .

 

حقیقتا فقط برای مکاتباتِ قبل از انقلاب و زمانِ انقلاب یک سری چیزها وجود داره بعدش خیلی شبیه به این نظریه‌های توطئه میشه. اما به نظرم اینکه تغییرِ ساختار با دخالتِ آمریکا انجام بشه خیلی محتمل هست متاسفانه چون حکومت نشون داده اصلا نمیخواد صدای مخالفانِ داخلِ ایران رو بشنوه و به نظرم این سرکوبِ شدید هم باعث شد احتمالِ دیالوگ بینِ حکومت و مخالفان به طور کامل از بین بره‌ و از طرفی توانایی پیروز شدن در جنگ هم برای ایران غیر قابلِ باور هست، نوشیدنِ جامِ زهر هم فایده‌ای نداره و فقط زمان رو کمی عقب میندازه چون مخالفان به جز در برابر تغییر های ساختاری و پایه‌ای کوتاه نمیان، حتی با این سرکوبِ شدید دوباره یک جرقه همه چیز رو به هم میزنه‌. 

 

شما انتظار دارید با مخالفانی که توطئه می کنند سلاخی می کنند به آتش می کشند چطور برخورد ؟ وقتی می گویید سرکوب شدید منظورتان چیست ؟! اگر جلوی چشمتان خانواده ات را سر ببرند اتظار داشتی حکومت برایت چکار کند ؟!

عده ای از بازاریان آمدند مسالمت آمیز اعتراض کردند حرفشان را زدند رهبر هم حتی از ایشان دفاع کرد .

منظورتان از مخالفان را روشن کنید منظورتان کیست ؟ 

رضا پهلوی ؟ منافقین ؟ کومله ؟ یا مردم که معترض هستند و یا مردمی که حاضرند به هر قیمتی با همکاری اسراییل و امریکا هم که شده حکومت تغییر بکند ؟ 

در مورد جنگ ، ایران در جنگ دوازده روزه پیروز نشد به نظرتان ؟ 

شما این کشور و نظام و انقلاب را با محاسبات مادی و دو دو تا چهارتاهای معمولی می سنجید ولی این انقلاب و نظام محاسباتش در ساحتی دیگر است که مخالفانش آن را درک نمی کنند و برای همین است که شکست می خورند هر بار و خواهند خورد .

شما مشکلتان می‌دانید چیست؟ اینکه فقط طرفِ خودتان را می‌بینید.

برای مثال اگر طرفدار نظام کشته شده هزاران جوان و نوجوان هم که مخالف بودن و اومدن توی خیابون کشته شدن. 

وقتی بحث گفت و گو رو به این سطح تنزل بدید، همه می‌تون روی همین موج سواری بشن و از سمت طرفدار خودشون بحث رو پیش ببرن.

برای همین هم هست که توی این وبلاگ هیچوقت شما گفت‌گوی در خوری نمی‌بینید.

راست میگفتن اون کسی که گفت توی این وبلاگ هیچوقت نمیشه بحث مخالف کرد.

ما مخالفان درک نمی‌کنیم. موفق باشید.

من از شما سوال پرسیدم فقط !

من نه قضاوتتان کردم ، نه توهین کردم ، فقط سوال پرسیدم ، شما گفتید تهمت نزنید بحث منطقی کنید ولی خودتان نتوانستید جواب یک سوال مرا حتی بدهید و بعد شروع کردید به فرافکنی و  توهین !  می گویید فقط طرف خودم را می بینم و اینجا سطحش پایین است ! 

این جوانان و نوجوانان چرا کشته شدند ؟! 

با تیر نامعلوم کشته شدند ؟ !

آیا مسالمت آمیز در روز روشن آمدند اعتراض کردند و پلیس آنها را کشت ؟ 

چرا جوابی برای سلاخی مردم به دست این مخالفانی که می گویید ندارید ؟ کدام یک از این مخالفان سوزانده شدند زنده زنده ؟ سر یریده شدند ؟ سلاخی شدند ؟ حواب بدهید به من ، من فقط دارم سوال می پرسم ! مخالفان چرا قرآن را که کتاب مقدس بیش از دو میلیارد انسان در کره زمین هست را سوزانده اند ؟! چرا مسجد و حسینیه را سوزانده اند ؟ کلیسا را هم سوزانده اند ؟! چرا ؟ به من جواب بدهید ! چرا آمبولانس را سوزانده اند ؟ اتوبوس سوزانده اند ؟ حکومت با همکاری آمریکا و مخالفانش این کار را کرده ! خب پس بفرمایید جواب خون این حوانان و نوجوانان را هم از آمریکا بگیرید دیگر !  سرکوب شدید شده اید ؟! خب خودتان دارید می گویید آمریکا و حکومت با هم دست به یکی هستند خب بفرمایید از هم پیمانانتتان جواب پس بگیرید ! 

کار به جواب دادن بکشد اگر خانواده تان را سر ببرند چکار می کنید سطح بحث تنزل پیدا کرد ؟!  دیگر درخورت نیست بحث کنید ! شما چرا متاسف نیستید هم وطنت را سر بریدند سوزاندند ! چرا به این طرف نگاه نمی کنید ! 

تا جایی که من می دانم پر کامنت ترین پست های این وبلاگ بحث بین مخالفان بوده ! 

این انقلاب و نظام پابرجا می ماند چون مخالفانش مثل شما هستند !

سوره 29: العنکبوت  : داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفته اند، مانند داستان عنکبوت است که خانه ای [بی دیوار، بی سقف و بی حفاظ] برای خود بنا کرده باشد، و بی تردید سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است، اگر [به این واقعیت] معرفت و شناخت داشتند [بت ها را سرپرستان خود نمی گرفتند.]

 

باز هم تکرار میکنم، این روش منطقی بحث نیست.

من برای هر کسی که کشته شده متاسفانه هستم چه طرفدار و چه مخالف.

شما سطح بحث را کشاندید روی سوار شدن بر موجِ احساست.

موفق باشید و درپناهِخدا.

 در کامنت بالا اسم نوبسنده را ف گذاشته ام به جای . 

 

شما جواب سوال های مرا بدهید ! 

این فجایع احساس نیست ، واقعیت است ، نمی شود فرار کرد ازشان ! 

شما حتی جواب سوال اولیه مرا که ثابت کنید که امام و جمهوری اسلامی با حمایت امریکا پنهانی سر کار آمده ندادید !  این فرض اولیه شماست دیگر باید ثابتش کنید بعد بحث کنید بفرمایید خودتان این را برای من ثابت کنید !

 

ضمنا اینجا که کسی بغیر از من با شما بحث نکرده، چرا به وبلاگ و صاحبش و بقیه توهین می کنید ؟!  شما با من بحث کردبد اگر اعتراضی دارید باید به من فقط و شخصا خود من داشته باشید نه اینکه کل وبلاگ را ببری زیر سوال ! 

شما خودتان توهین نکنید بعد به بقیه بگویید توهین نکنند 

شما خودتان مراعات بحث منطقی را بکنید بعد بقیه را دعوت کنید به امر صواب !

فاطمه جان کمتر شعر تلاوت کن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی