حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست ...

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۱:۵۴ ق.ظ
بعد از سه سال سرگردانی، امروز بالاخره وزارت امور خارجه ی آمریکا طی نامه ای، درخواست ویزای تحصیلی من را رد کرد و دلیل آن را به طور عمده حمایت و تبلیغ برای نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد. بعد از سه سال، به خاطر توفیقی که متاسفانه هرگز در ایام اقامتم در آمریکا به آن دست نیافتم، برای همیشه از برگشتن به آمریکا بازماندم. و پرونده ی دکتری نیمه کاره ی ما در دانشگاه استنفورد برای همیشه مختومه شد ...

بعد از سه سال، حالا رفیقی از من می پرسد چه احساسی داری؟. درست نمی توانم خودم را برایش توضیح دهم. شاید نگرانی. نه برای دنیا. که از آخرت. بعید ست واقعا خالص برای خدا درین سالهایی که گذشت کاری کرده باشم. بعید ست. بعد توی ذهنم می آید آنهایی که به خاطر اسلام سال پنجاه و هشت از سفارت آمریکا بالا رفتند، حالا آنقدر پست شده اند که به خاطر دنیا، جلوی نظام و آخرت خودشان ایستاده اند. نگرانم که مباد طوفان حوادث روزگار من را هم مثل اینها کند .. از خدا می خواهم، طوری قلب مرا ثابت در صراط مستقیم نگه دارد که اسیر فراز و فرود روزگار، پست و بالایش نشوم ...

از خدا می خواهم به خاطر تمام اشتباهاتی که یحتمل در مدت اقامتم در آمریکا از من سر زده است از من بگذرد و عوض خیر به من عطا کند. از خدا می خواهم تمام آن هایی که با من دشمنی کردند یا آشنایانی که از پشت خنجر زدند را ببخشد و آن ها را به مسیر حق و روشنایی راهنمایی کند. ازو می خواهم که محمد را در پناه خودش حفظ کند تا از گزند دشمن در امان باشد ..


الهی وفقنی بما تحب و ترضی ...


..

.


  • ۹۱/۰۲/۱۸
  • ح.ب

نظرات  (۹)

انشالله که خیره...
سود و ضرر دنیا را آدم خیلی نمی فهمد..
که کدامش سود است..کدامش ضرر..
چه بسا سودهایی که ضرر از آب در امد و ضررهایی که
به سود آدم بشود..
تازه حتی اگر ضرر هم باشد
به دنیای آدم باشد نه به آخرت.
ربنا لا تجعل مصیبتنا فی دیننا ..
دنیا اگر خوب بود حق انبیاء و اولیاء بود..
حق امیرالمومنین (ع) بود.
حق حضرت زهرا (س) بود..
حق امام حسن مجتبی (ع) بود
حق سید الشهداء (ع) بود..

داشتم می خواندم که امام حسین علیه السلام
پیکر مظهر همه شهدای کربلا را "شخصا" به خیمه ها
باز می گرداند..
اما نوبت به حضرت علی اکبر روحی له الفداء که رسید
امام طاقت نیاورد...
فرمود که از بنی هاشم بیایند و بدن علی را به خیمه ببرند
..تازه فهمیدم معنای آن نوحه ی مشهور را که..
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید

خدا که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم
..

من هم دعا می کنم
که خدا عاقب امور ما را به خیر کند...
ما را از شر فتنه های روزگار در امان بدارد
و در جناح مومنین قرار دهد..
ما را دچار دنیا زدگی ..ریاست زدگی .. روزمرگی ماشینی!
قرار ندهد..
نشویم از این کسانی که در خودشان چیزی می بینند
که حق خودشان می دانند که به مردم تحمیل شوند..
نشویم از اینها که یک مدرک می گیرند
که به خون مردم بفروشند...
که یک میزی بگیرند و زندگی شان در راه خدا!! خوش بگذرد..
نه از اینها که یک هزینه ای دادند .. اما هزار برابرش را به اسلام
تحمیل کردند...

اللهم اجعل عاقبت امورنا خیرا
سلام جناب اخوی
نوشته تان بسیار عالی بود..هم "دلبری" می نمود هم "دلاوری"!

البته قصد تراژدی نامه نویسی ندارم..
اما خوب یادم هست
آخرین باری که ایران بودم و وحید مسافر بود آن روز..
خوب نگاهش می کردم..حتی بغلش کردم
و از خواب پرید..
می دانستم این آخرین فرصت هاست تا سال های آینده انشاءالله...
به هر صورت..
جناب عالیجناب چند شب پیش در خواب به من می گفت :
من رو به اندازه حمید دوست داری؟ :دی
..
عالیجناب خلاصه روحیه حساس (حسحاس) ی دارند
که در این مقال نمی گنجد..
MB: من حساس نیستم احساسم ضعیفه.

HB: من و تو حالا چند تا ضربدر به روزه گار بدهکاریم.!
سلام

یا اللهُ یا رحمنُ یا رحیم
یا مقلب القلوب

ثبِّت قلبی علی دینک

واکفنی یا قاضی الحاجات
و یا کافی المهمات
انک علی کل شیءقدیر

یا علی(ع)
لکی لا تاسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتیکم ..
انشاالله که به زودی خدا برات جبران میکنه حمید عزیز.. تو را از کنگره ی عرش می زنند صفیر!!
این بود معنای "آزادی" که می‌گفتند؟!...
این هست معنی "آزادی" که دمادم میگویند و .....!
بگذار بگویند!
هرکجا هستی خدایت یار باد....!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی