حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

۱۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

"در دعای ماه رجب (که از ناحیه ی مقدّسه به دست نوّاب حضرت رسیده) می خوانیم :

و اصلح لنا خَبیئَةَ اَسْرارِنا .. یعنی زوایای پنهان وجود ما را اصلاح کن .. گاه یک حوض را می بینیم، آب بسیار زلال و خوشایندی دارد، بچه ای با یک چوب کف این حوض را به هم می زند .. ناگهان تمام حوض تیره و کثیف می شود ... انست که اصلح لنا خَبیئَةَ اَسْرارِنا .. "

.

.

  • ح.ب

مهمترین خاصیتی که این سال های غربت برایم داشته، اینه که به وضوح جلوی چشمم دیده ام که مرگ هم یکی از همین جدایی هاست با ابعادی وسیع تر ...

.

.

پ.ن:

بحث آشفتگی این روزها بود و انتخابات و اینها. دیشب نازنین پدر می گفت:

" روزگاری ست که دیگر کوه هم به کوه نمی تواند اعتماد کند .. "

.

یاد آن خطبه ی مولا می افتم که لو احبّنی جبل لتهافت ..

  • ح.ب

پاسخ بده ازین همه مخلوق، چرا من؟

تا شرح دهم از همه ی خلق، چرا تو ...

.

.

  • ح.ب

خداوند در سوره ی نساء، آیه ی 91 به مومنان هشداری می دهد از جانب گروهی که هرگز دل شان با مومنین نیست و فی الواقع با دشمنان اسلام ست، می خواهند هم طرف ِ این گروه را داشته باشند هم آن طرف را .. نمی خواهند روابط شان با کسی به هم بخورد!

سَتَجِدُونَ آخَرِ‌ینَ یُرِ‌یدُونَ أَن یَأْمَنُوکُمْ وَیَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّ مَا رُ‌دُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْ‌کِسُوا فِیهَا ...

گروه دیگری را خواهید یافت که می‌خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از طرف قوم شان (مشرکان و ظالمان) .. ولی هر زمان فتنه ای برگردد، با سر در آن فرو می‌روند! ....

فَإِن لَّمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَیُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَیَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَـئِکُمْ جَعَلْنَا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِینًا 

اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هرجا یافتید اسیر کنید یا به قتل برسانید. آنها کسانی هستند که ما تسلط آشکاری نسبت به آنان برای شما قرار داده ایم (دست شما را برای برخورد با آنان باز گذاشته ایم)

.

  • ح.ب

گاهی اشتباه ها در اثر جهالت ست. از نداشتن معیار در تشخیص درستی یا نادرستی فعلی. از ناتوانی آدمی در تمییز حق و باطل. حتی از متناقض بودن اصول ِ ذهنی. یعنی دو طرف ِ یک موضوع برای آدم علی السویه ست. و یک طرف را انتخاب می کند که اشتباه ست .. ممکن است بعدها آدم متوجه شود و اصلاح کند. یا شاید هم هرگز متوجه نشود. "فرقان" نعمتی ست که خداوند به بندگان صالح خود عطا می کند که در کوره راه ِ این دو راهی ها نیفتند ...

ولی بیشتر اشتباه ها، در اثر سرکشی نفس ست. یعنی آدم می داند که کاری که می کند غلط ست. می داند دروغ خوب نیست. این تهمت ست. آن حسادت ست. ضایع کردن حقوق دیگران ست. خوب می داند. ولی به دلیل منفعت های ظاهری، این خط قرمزها را در می نوردد .. اینطور اصول ِ ذهنی اش را تباه می کند. بعد شروع می کند اصول ذهنی اش را مطابق این سرکشی های نفس چیدن .. خط کشی ِ روحی اش می شود شُحِّ نفس ش .. آنقدر که می بینی دیگر به هیچ چیز آنقدر پایبند نیست ..

.

.

اصول گرایی این نیست که آدم اصول را دوست داشته باشد! یا سعی کند به آن ها عمل کند ... اصول گرایی یعنی اصول برای آدم بی قیمت باشد. با هیچ چیز دیگر قابل معامله نباشد.

اینکه کسی ترجیح می دهد انتخابات را ببازد، ولی به کسی تهمت نزند. یا دست به جانب اجنبی دراز نکند. یا ترجیح می دهد در معامله ای متضرر شود، ولی به طرف گفته باشد که این جنس، فلان اشکال را دارد .. یا در ازدواج، بیشتر حواسش به این موضوع باشد که به طرف بگوید که فلان ایرادها را دارد ..

.

.

پ.ن: حق گرایی حالت ِ ویژه ای است که آدم را عاقبت رستگار می کند ..

.

  • ح.ب

بعضی گزارشگرهای اینجا، عمیق فیلسوفانی هستند .. یکی شان موقع گزارش بازی بارسلونا بعد از شکست های اخیرش می گفت :

Success builds the character, failure reveals it

..

.

خیلی درست ست. نیست؟

  • ح.ب

گردنه ای ست حوالی ِ سی سالگی شاید .. که آدم از آن نقطه شروع می کند به از دست دادن .. و تمرین می کند از دست دادن را .. موهایش سفید می شوند کم کم، چهره ش شکسته می شود .. چشمهایش ضعیف می شود ..  دندان هایش رو به خرابی می رود .. و از همه مهمتر روحش سنگین می شود ...

آدم اول انکار می کند و سعی می کند مقابله کند. بعد ناراحت و دلزده می شود .. افسرده گاهی. آخر اما تسلیم می شود و می پذیرد .. می پذیرد که باید با خسارت کنار آمد .. می فهمد که ما آنقدر در معرض ِ زمان هستیم که گاهی خودمان هم باورمان نمی شود .. فقط کافیست عکس های چند سال پیش را کنار عکس حالایت بگذاری تا طرز ِ روزگار دستت بیاید ..

ما در برابر روزگار .. مثل خاکستری هستیم در معرض تندباد .. کَرماد ٍ اشتدّت به ریح ... که سخت و شدید بر او وزیدن گرفته ست .. فی یوم عاصف .. در یک روز طوفانی ..

.

.

پ.ن:

این روزها به تصادف، طرف ِ درد دل ِ بسیاری هستم. نقطه ی اشتراک شان هم همین زوال ست. یکی موهایش را از دست داده ست، یکی پدرش را، یکی نشاط ش را، یکی هم مثل من، رقّت ِ روحانی اش را ...

ان الحمد لله رب العالمین ...

  • ح.ب

حقیقت اینست که بر عکس آنچه اینجا به نظر می رسد، اصولا آدم امیدواری هستم. گرچه ممکن ست اظهار نومیدی کنم ولی در پستوهای ذهنم همیشه راهی برای امید هست ..

.

.

پ.ن:


به نظرم وقتش هست که یک جنبش ِ اخلاقی ِ واقعی، راه بیفته .. جنبشی که توش از سلایق مختلف، کاندیدا داشته باشه. جنبشی که علیرغم اختلاف سلیقه و روش ِ داخلی، اولا خودشون باهم در نهایت احترام و اخلاق ِ اسلامی برخورد کنن، ثانیا این موضوع رو کم کم به اجتماع تسرّی بدن .. لازمه ی داشتن چنین جنبشی اینه که قانون های مشخص اجتماعی و اخلاقی تا حد ِ مرگ رعایت شود .. حتی آنجا که کارد به استخوان برسد ..

.

.


و هو یتولیَّ الصالحین ...

  • ح.ب

"به سند متصل به شیخ جلیل احمد بن ابیطالب الطبرسی (قدس سره) از کتاب احتجاج به سند متصل به امام عسکری (علیه السلام) روایت می کنم از ابی الحسن الرضا (علیه السلام) که علی بن الحسین (علیهما السلام) فرمود


چون مردی را دیدید که هیئت و رفتار نیکو دارد، و آرام آرام سخن می‌گوید و در حرکات خود فروتنی نشان می‌دهد، مواظب باشید که فریب نخورید. چه بسیار کس که به سبب سستی و ناتوانی و بزدلی، از دست یافتن به دنیا و مرتکب شدن محرمات آن عاجز است، پس دین را همچون دامی برای دست یافتن به دنیا قرار می‌دهد، و پیوسته مردمان را با ظاهر خود می‌فریبد، و چون به حرامی دست یابد از آن پروایی ندارد.
و چون دیدید آن مرد از حرام نیز چشم می پوشد باز خود را نگهدارید و فریب مخورید، زیرا شهوات مردمان متفاوت از هم است؛ چه بسیار کسانی که از مال حرام دوری می کنند اگر چه بسیار زیاد باشد اما نفس خود را بر زنان ِ زشت و کریه المنظر حمل می کنند و از آنان به حرام می افتند. 
و چون دیدید که از این نیز چشم پوشی می کند باز صبر پیشه کنید و فریب مخورید تا عقل او را بسنجید. چه بسیار کسان که همه ی محرمات و شهوات را ترک کرده اند اما به عقل متین رجوع نمی کنند و فساد ناشی از جهلشان بیشتر از اصلاح ناشی از عقلشان است.
 و باز اگر عقل مرد را متین یافتید درنگ کنید و فریب مخورید تا مشاهده کنید هوای نفس او بر عقلش چیره و مسلط است یاعقلش بر هوای نفس او غلبه دارد و دریابید چقدر رسیدن به مقامات و ریاست های باطل و بیهوده را دوست دارد و چقدر از این مقام ها و ریاست ها دوری می کند. چه اینکه در میان مردم کسانی هستند که زیان دیدگان دنیا و آخرتند به این دلیل که دنیا را برای به دست آوردن دنیا ترک کرده اند و در نگاهشان لذت رسیدن به مقام و ریاست باطل از همه ی لذت ثروت ها و نعمت های حلال الهی بیشتر است، اینان به هدف رسیدن به پست و ریاست و مقام همه ی نعمت های حلال خدا را را ترک می کنند. چنانکه اگر به چنین کسی گفته شود از خدای بترس چنین نمی کند و ریاست و عزت از راه گناه را بر می گزیند، به راستی که چنین کسی را فقط دوزخ کفایت می کند و به راستی که جهنم چه جایگاه بدی است. 
 پس او هچون کوران رفتار می کند و با نخستین گام در راه باطل به دورترین مقصدهای خسارت و گمراهی رهنمود می شود، تمناها و آرزوهایش اراده اش را به سوی سرکشی ها و طغیان هایی می کشاند که از ناکامیهای او زاییده شده است؛ پس حرام خدای تعالی را حلال می پندارد و حلال خدا را حرام می داند و از آنچه از دینش از دست می رود هراسی ندارد.
 و چون به ریاستی که به خاطر رسیدن به آن به چنین شقاوتی رسیده است برسد از زمره ی جماعتی می شود که خدای تعالی بر آنها غضب کرد و آنان را لعن و نفرین فرمود و عذاب سخت خود برای ایشان آماده کرد. 
و اما مرد! مرد حقیقی! او آن کس است که هوای نفس خود را مطیع امر خدای تعالی قرار دهد و قوایش را در راه رضای خدا صرف نماید و ذلتی که در آن رضایت حق باشد را از عزتی که از راه باطل به دست آید به عزت ابدی و حقیقی نزدیکتر بداند و ضررهایی که در این مسیر تحمل می کند را در برابر خسارت هایی که به نعمت های آخرت که نعمت هایی ابدی و بی نهایتند ناچیز بداند و آگاه باشد که چه بسیار شادی ها و مسرت ها یی که چون با پیروی از هوای نفس به آنها برسد عذابی در پی خواهند داشت که انقطاع و زوالی برای آن نیست. 
 پس مرد حقیقی چنین کس است و به راستی که چه نیک مردی است. به او تمسک کنید و به شیوه و منش او اقتداء کنید و به وسیله ی او به پروردگار توسل جوئید. به راستی که دعای او هیچ گاه رد نمی شود و در تقاضای او نومیدی نیست ... "

به نقل از اربعین الهاشمیه ...

  • ح.ب

واقعیت اینست که اتفاقات مهمّ زندگی بیشتر اوقات در جزئیات رخ می دهد. در چیزهایی که در وهله ی نخست به چشم آدم نمی آیند. یا اینکه کم اهمیت به نظر می رسند ...

یکی ازین جزئیات ِ بسیار مهم، استقامت ِ روحی ست .. معادلات این دنیا منتظر این هستند که آدم یک جا کم بیاورد و از لحاظ روحی بشکند تا اینکه مشکلات را دو صد چندان بر او تحمیل کند .. باید تا آخرین ثانیه استقامت داشت .. حتی استقامت ِ غیر منطقی ..  در دوران لیسانس، از آن امتحانات ِ وحشتناک ِ دشوار، یادم هست که بیشترین نمره ها را در ده بیست دقیقه ی پایان امتحان می آوردم .. دقیقا آنجا که دیگران وا می دادند و نومید می شدند از حل گره ی مسائل .. ده ها بار این اتفاق افتاد .. ده ها بار .. دیگران عموما از من آماده تر بودند .. پدر ِ تمام کتاب های موجود را در آورده بودند .. طوری که واقعا فضای قبل از امتحان، دلهره آور بود .. از تفاوت سطح ِ آمادگی من با آن ها  .. ولی کشف کرده بودم که می شود با بضاعت ِ کمتر ولی استقامت ِ بیشتر از دیگران سبقت گرفت .. هرقدر هم که این استقامت غیر منطقی به نظر می رسید ..


یکی دیگر ازین جزئیات، فهم این مطلب ست که هیچ چیز در این دنیا آنقدرها هم مهم نیست ... یعنی ذهن ِ معاش انسان، نباید کل ِ ذهن آدم را اشغال کند .. باید همیشه ی خدا بخشی را فارغ از دسترس دنیا قرار داد .. فضایی که موضوعات دنیوی چندان بدان راه پیدا نکنند .. خوشبختی های پایدار معمولا درین ناحیه رخ می دهند .. ذهن معاش، به اقتضای روزگار بالا و پایین بسیار دارد .. یک روز قهرمان می شوی، یک روز هم شکست می خوری .. یک روز ازدواج می کنی و خوشحالی .. یک روز هم شاید طلاق گرفتی و شکسته .. یک روز فرزندت به دنیا می آید و شادمانی .. یک روز هم والدینت از دنیا می رود و ... خلاصه، آدم نباید سرخوشی ِ ذهنی اش را سراسر به حوادث دنیا گره بزند ...

.

.

پ.ن:

عمری گذشت و پیر شدیم و بهار رفت ...

.

.

  • ح.ب