حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

لحظه نگاری (8) ..

جمعه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۴۱ ب.ظ

می گویند علامه در نجف اوضاع شان سخت می شود. می رود بارگاه مولا، تضرع می کند که ما درین شهر مهمان شما هستیم و وضع مان به تنگ آمده ست. عصر همان روز گویا یکی از آشنایان مقدار ناچیزی پول می آورد. روزی ِ چند روز بوده ست و بس. همین. علامه می گوید که همان موقع فهمیدم که قسمت ِ ما درین شهر تمام شده ست ... و باید رفت ..

.

.

  • ۹۲/۰۶/۲۹
  • ح.ب