حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

ازین ذنب های لایغفر ..

دوشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۴:۵۴ ب.ظ

معنای لغوی "ذنب" یعنی چیزی که اثر و نتیجه ی بدی دارد. لزوما به معنای گناه نیست. ممکن ست آدم حتی در صواب و صلاح امری بکوشد با نیت خالص، اما گرفتار "ذنب" شود. مثلا قضاوتی بکند به اشتباه اما به نیّت و مراتب درست. یا قانونی بگذارد در جامعه که به قشری ناخواسته ظلم شود. و حتی چاره ای از آن قانون نباشد. این اعمال گرچه ممکن ست "سیئه" یا "شر" نباشد، ولی آدم را گرفتار ذنب می کند. گناه اثر دنیوی و اخروی دارد. ذنب هایی که گناه نیستند، انگار تنها اثر دنیوی دارند. توضیحی که علّامه ی بزرگوار در المیزان در توضیح آیات سوره ی فتح می دهد بسیار جالب ست. وقتی خداوند به پیامبر می فرماید : لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر ... یعنی ما ذنب های گذشته و آینده ی تو را می بخشیم. ذنب اینجا معنای گناه نمی دهد. معنای کارهایی می دهد که نتایج وخیمی دارند. خداوند دست ِ پیامبرش را در مدیریت باز می گذارد و می گوید معادله های عجیبِ دنیا در مورد ِ "ذنب" به تو اثر نمی کند. که ما ذنب های تو را می بخشیم ... 

.

.

  • ۹۲/۰۷/۲۹
  • ح.ب

نظرات  (۲۶)

مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی ...
پروردگارت تو را رها نکرده و هرگز مورد بغض قرارت نداده ...
..

سلام 
در راستای الطاف الهی به پیامبر در راه مدیریت می توان به وضع وزر و رفع ذکر هم اشاره کرد. 
شاید یکی از وجوه وضع وزر هم همین مورد اشاره شده است . کلام وحی و گستردگی ابعاد بی نهایت آن و جا دادن آن در کالبد یک بشر نیازمند پشتیبانی ها و تقویت ها و حمایتهای بسیار ویژه داره  . منشا فیض است خود خدا بر او درود می فرستد
حسنات الابرار سیئات المقربین / اصلا مثل یک ترازوی دیجیتال فوق دقیق  برای وزن کردن الکترون که ذرات معلق هوا براش خیلی سنگینن / تعاریف و مصداقهای متداول  تو این محدوده ها متلاشی میشن
من فکر می کنم این یک امتیاز ویژه است که خدا فقط به رسولش داده مثل اینکه خدا گفته باشه من اونهایی رو که فکر می کنن تو حقی ازشون زائل کردی یا خواهی کرد هم پاک کردم شاید،
مدل شما گفتن حرکت کردن رو لبه تیز شمشیره و از فهم من دوره و با اصولم متناقض
ذنب در لغت عرب یعنی دم و دنباله
اتفاقا در نجوم ایران دوره اسلامی هم به دنباله بعضی از صورِ فلکی کشیده ذنب می‌گویند
ذنب پیامبر هم بنا به بعضی اقوال همان هایی هستند که زمان خود پیامبر(ماتقدم) و هم امروز(ما تأخر) به نام حضرت کارهایی انجام داده و می‌دهند که هیچ ارتباطی با قول و سیره و سنت ایشان ندارد.
پاسخ:
ممنون از توضیحات. 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
ما ایرانیا ز زیر سلطه 500 ساله اعراب به کمک مغول‌ها اومدیم بیرون و شروع به خدمت مغول‌ها کردیم! کلی هم دانشمند و بزرگ‌مرد داشتیم که همه خدمت این و اون رو کردن. ** ********* ** **** **** ***** ****** ** *** **** **** ***** **** ** **** * **** *******
قصه نخور فرهنگ. این مملکت، مملکت خرافاتیاس
همین الان مردم کلی تو راه قم هستن تا برن جمکران!
همین الان مردم تو خیابون پشت ماشیناشون میزنن رو ترمز تا شیرینی، شربت و چایی رو که واسه یه موجود خیالی دارن پخش میکنن رو نوش جان کنن!
چه خرافاتی ازین بزرگتر؟ میبینی که خانوم و آقام نداره.
باعذرخواهی از مسلمونای عزیزی که هنوز این چیزا رو بعنوان مقدساتشون قبول دارن! اینا یه زمانی مقدسات موهوم منم بودن اما خوشبختانه دیگه نیستن.
به خودم حق میدم اینا رو بگم و گله کنم، به این خاطر که تا اعتقاد به این خرافات باشه، وضع مملکت ما همینه که هست و هیچ چیزی درون در جهت مثبت تغییر نخواهد کرد.
لطفاً تعصب به خرج ندین، که اگه کسی باشه که بخواد تعصب به خرج بده همون امام عصر خیالیه. مگه اینکه کسی اینجا ولی این امام عزیز تشریف داشته باشن!
پاسخ:
سلام. شما با اسم های متفاوت ولی با یک آی پی کامنت می گذارید. بامزه ست که حتی با خودتان دیالوگ دارین و حرف می زنین و خودتان را تا تایید و تشویق می کنین. چیزی شبیه توهم. بعد دانسته های دیگران را "مقدسات موهوم" می پندارید. مسخره ست، نیست؟
لطفا دیگر اینجا کامنت نگذارین. این در حد یک درخواست انسانی ست. اگر حالا دین ندارید، دست ِ کم جوانمرد باشید .. 

فرهنگ و اسی از اینکه مشکلات جامعه رو می نویسین ممنونم

اینا همه دردای جامعه ما هستند ….. دردایی که هر روز می بینم و می شنویم و گاهی احساس می کنیم
اما نمی دونم چرا بعضی از دوستان دوست دارن سرشون مثه کبک زیر برف بکنن و دوست ندارن حرف حقیقت بشنون ….. به هر حال حقیقت تلخه و کسی از شنیدن حرف تلخ حقیقت لبخند به لبش نمیاد …….. خب بعضی از دوستان از همون بچگی یاد گرفتن که در مورد این مسائل حرف زدن گناهه بزرگیه ….. و زشته و عیبه و از این حرفا ………. این دوستان همون هایی هستن که از همسایه و دوست و آشناشون هم سعی کردن بی خبر باشن …. که مبادا گوششون به خاطر شنیدن این مسائل در قیامت از سقف آویزون بشه ….. و یا حرفی بزنن که در قیامت زبونشون با اره زیگزاگی بشه …………

به هر حال از دوستانی که از این دسته اند خواهش می کنم وقتی با اینجور مسائل روبه رو می شن به جای فحش دادن یه استغفرالله به زبون بیارن و بیخیال موضوع شن .
نمی گم حکومت بی تقصیره ..من هم حکومت خامنه‌ای را مقصر می دونم…. اما باید ما مردم هم به خودمون بیایم … در مورد مشکلات جامعه حرف بزنیم .. آگاهی بدیم …. نظر بدیم … نظر بپرسیم همفکری کنیم … کمک کنیم … خودمونو عضوی از جامعه بدونیم … کمک فکری کنیم .. کمک مالی کنیم …. خودسازی کنیم چرا که خودسازی خودش می تونه شاه کلیدی باشه واسه مشکلات جامعه ای که در اون زندگی می کنیم … هر کاری که بتونیم انجام بدیم … به خصوص واسه کسانی که می خوان رضای خدا رو به دست بیارن … می خوان بهشت برن … می خوان مذهبی زندگی کنن …
مذهبی بودن این نیست که شبانه روز سرت روی مهر باشه و روزه بگیری و حج بری کربلا بری و بی خبر باشی که دو تا خونه انورتر از خونه تو یه خانواده مشکل دارن … بی پولن … گرسنه ن ..
از شما آقا حبذا عزیز هم می خوام که بنویسید ……….. بنویسید از دردهای جامعه … بنویسید شاید بتونید مردمی که خودشون به خواب زدن وادار به تفکر کنید … شاید که چشم باز کنند

پاسخ:
سلام. مشکل من با نظرات مخالف نیست.مشکلی که اینجا هست، اینست که عده ی محدودی با اسم های مختلف! به توهین و هزل و هجو خارج از چارچوب های انسانی می پردازند. و این خلاف مصلحت جمع ست .. 
شاید اگر ما هم با نیت صاف فقط برای رضا خدا عمل میکردیم و حتی اگر ذنب میشد.میبخشید  همانگونه که برای پیامبر بخشید.
اما کار خوبی که برای مردم و انسانیت و خود نشان دادن باشد حتی اگه خوب باشد...الهم اغفر لی ذنوب التی تهتک العصم
استفهام انکاری:
برای رعایت مصلحت جمع همه ظرفیت های جمع را که به ساختار این وبلاگ مربوط است را عادلانه آزاد میکنید؟
پاسخ:
سلام. بهرحال قانون ِ رسانه های مجازی اختیار را به صاحب وبلاگ داده ست که کامنت های خارج از چارچوب را حذف کند. و عمل بنده کاملا منطبق بر مُرّ قانون ست .. 
مضافا بایستی بدانید که توهین در فضای مجازی، مانند فحش و توهین در فضای واقع مستوجب پیگرد قضایی ست. فی الواقع، اگر کامنت این دوستان را حذف نکنم، جرم ِ قضایی برای ایشان و یا حتی محتملا برای بنده (چون سبّ نبی هم کرده اند) محسوب شود. 
یک نکته در ادبیات عرب  به تبع آن در ادبیات فارسی برای جمع بستن کلمه ذنب از ذنوب و اذناب استفاده می‌شود.
معمولا جایی که "ذنوب" آمده یعنی سیئات
اما جایی که "اذناب" آمده برمی‌گردد به اشیاع(پیروان) و دنباله ها و دور و بری ها
بله، 
بنده منظورم به کل مساله دیگری بود.

تجربه نشان میدهد که علاقه و تمایلی به بحث نیست برای همین سعی شد همه حرف را در یک جمله بگویم که صددرصد مطابق عقاید (گفته های) صاحب وبلاگ باشد.

بعد کلاً معما هم در این فضا گویا موضوعیت بیشتری دارد تا دردهای روز،
این بود که سعی شد معما بودن هم رعایت شود.

اگر مایل باشید میتوانید خط و ربطش را بگیرید و ..
اگر هم طبق معمول فضای اینجا سنگین باشد و حرف نرم مسکوت بماند و واجب باشد که با طعنه حرف زده شود تا کسی جواب بگوید، خب بگذرید.
حقیقتاً هدفم تذکر بود..

و من الله التوفیق
پاسخ:
سلام. به نظر من فضای اینجا سنگین نیست. 
آنهایی که شما در موردشان توضیح داده اید کلاً در دایره توضیحات بنده نبودند

بدین جهت گفتم که سو استفاده ای نشود، چون کسی که نه حسن نیتی در کلامش باشد نه حقی برای پیگیری نه هدفی از بحث، کلاً فقط باید اهرچه روان تر عبور داد و عبور کرد از حرفش.. 
بحث بنده کلاً در دایره کسانی است که میخواهند حق مدار باشند نه عیب یاب..
(البته به حد ظرفیت این وبلاک در کامنت ها و نظرات که لزوماً نمایانگر زندگی فرد نیست.)
سنگین را معنا میکنید؟
پاسخ:
فضای سنگین یعنی فشار روی کلام آنقدرست که نمی توان آن را آزادانه مطرح کرد ..  

نمی‌دانم در حوزه علمیه درس آخوندی خواندی یا جاسوس جمهوری اسلامی در انگلیسی

اگر این حرفها که اینجا میزانی‌ و تبلیغ جمهوری اسلامی میکنی‌ و حرفهایی‌ می‌زنی از اسلام اگر همه اینها که می‌گویی تورا انسانی بهتر برای خود و دیگر انسانها فارغ اعتقاد‌شان کرده تبریک ولی اگر تورا متعصب وتنگ نظر کرده و باعث اذیت آزار دیگران خواهی بود برایت متاسفم.

اگر میتوانی‌ به دیگر انسانها به خاطر تغییر مذهبشان احترام بگذاری و آنها را محکوم نکنی‌ باز هم تبریک. ولی‌ چیزی که از تو اینجا بارها دیده‌ام در حرفهایت تو هم اگر به قدرت برسی‌ دیگر انسانها را به راحتی‌ میکشی و واجب قتل میدونی چون معتقدی که آنها کافرند. مردم ایران از مذهب اسلام رو گردانند چون در این مذهب آخوندها به استثمار مردم پرداخته‌اند. بسیاری هستند که به مسیحیت و سایر ادیان تغییر کیش داده‌اند چون حقیقت و آرامش در اسلامی که تو از آن یاد میکنی‌ وجود ندارد.

خامنه‌ای و یا خود تو معلوم نیست که تا چه زمانی‌ زنده هستید ولی‌ امیدوارم که حقیقت را درک کنی‌ و حقیقت این رژیم بر تو و سایرین آشکار شود.

پاسخ:
سلام.

من نه متاسفانه درس حوزه خوانده ام و نه افتخار ِ همکاری با برادران اطلاعات در جمهوری اسلامی را داشته ام. 

بله. معلوم نیست هر کدام از ما تا کی زنده هستیم و عمر دست خداوند تبارک و تعالی ست. موافقم که صبر کنیم تا به روز ِ واقعه ماهیت ِ شما و ماهیت ِ نظام جمهوری اسلامی روشن شود .. 
فستصبر و یبصرون .. صبر خواهیم کرد و شما هم صبر کنین .. ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین .. 

  • مهدی ایندی
  • آخر بحث های سیاسی هیچی نیست جز دعوا، هر کس حرف خودش را می زند و اعتقاد خودش را دارد و فکر می کند که درست می گوید...آقا هر کس به کیش خویش! چرا اینقدر مرافعه می کنید!؟کسی را در گور دیگری نمی خوابانند
    پاسخ:
    خیر. سیاست ِ ما عین دیانت ماست. مسئله ی غدیر، اساسا مسئله ی سیاست ست. هر کس به کیش خویش، جامعه را به انحطاط می برد .. بایستی سر اصول ایستاد و مبارزه کرد و لا یخافون لومه لائم .. 
    برای آدم های که مهر ظلالت و گمراهی به قلبشان خورده، برای آدم هایی که تصمیم گرفته اند که سخن حق را باور نکنند چه برنامه ای دارید؟
    پاسخ:
    هدایت دست ِ خداست ... وظیفه ی ما چیزی نیست الا بلاغ المبین .. همین ..
    البته منظور بنده این موضوع خاص نبود، در کل فایده ای در این بحث های سیاسی نمی بینم، بیشتر این بحث ها احساسی و بی منطق هستند و یا بین افرادی با پایه های اعتقادی کاملا متفاوت انجام می گیرند و نتیجه ای در بر ندارند.
    جناب رهگذر
    و هر کس دیگری که این کامنت را میخواند و ممکن است مخاطب آن باشد

    لطفاً اینقدر نفرمایید فایده ندارد، و آیه یاس نخوانید، و با اعصاب آدم هایی که از بحث کردن هدف دارند و برای رسیدن به نتیجه بحث تلاش میکنند بازی نکنید، و ببینید مثال های نقض حرفتان را..(یا اگر نمیبینید از آنها که میبینند بپرسید)

    به نظرم دو راه دارید،
    1. ساکت و آرام همیشه بحث های سیاسی را ترک کنید، نه بهره ای ببرید و نه به افرادی که در تلاشند صدمه بزنید

    2.مردانه مشارکت کنید و تمایل داشته باشید به رنج بردن برای همگرا شدن جمع

    به نظر من ِ حقیر راه دیگری نیست که حق باشد.
    خطاب به صاحب وبلاگ برای بستن بحث قبلی:

    به نظرم فضا واقعاً سنگین هست.
    هرچند بخش زیادی از سنگینی متاثر از مسائل دیگری است.
    اشاره ام به آن یک ذره ای بود که به اختیار شماست.. (اختیار آن چیزی است که در دستان شماست و بنده هیچ نقشی در آن ندارم مگر به تذکری گذرا..)
    پاسخ:
    سلام. و جئنا ببضاعه مزجاه .. در حد ِ توان بنده، بهتر ازین نمی توانم فضای آزاد ِ سالم ِ مفیدی ایجاد کنم .. به قول آن شاعر، " گر تو بهتر می زنی، بستان بزن .. ". 
    به نظرم آن قول شاعر هیچ موضوعیت ندارد.
    هرکسی پایگاه فعالیتی برای اداره دارد. 
    و بنده هم لابد از این مسئله مستثنا نیستم.

    سهم بنده در این محیطی که در آن حضور دارم اداره نیست، اول یادگیری است و بعد مشارکت! آن هم به حدی که اجازه مدیر وجود داشته باشد(و این اجازه یک برداشت معنایی است) 

    پیش تر فکر میکردم میدانید فضا سنگین است.
    اگر تذکر جدیدی بود خدا را شکر که مطرح کردم،
    اگر تذکر جدید نبود ولی باعث شد بعداً جایی از جدل ممانعت منطقی کنید یا برای رسیدن به نتیجه کمک کنید باز هم خدا را شکر

    اگر هم فقط حرف بیحاصل بود که امیدوارم باعث درس گرفتن بنده شود.

    به هرحال همه اینها چیزی از نیت خیر و برکاتی که این وبلاگ دارد و حتماً واقعش فقط بر یک "برتر متعال" روشن است کم نمیکند..
    به جمله "بهتر از این نمیتوانم ایجاد کنم" نقد وارد است.

    خطاب به جناب رهگذر

    ممکن است واقعاً ندیده باشید مثال نقض حرفتان را
    اگر کایل بودید میتوانم در صفحه دیگری یا جایی توضیح دهم مشاهدات زیادی که در فایده بحث کردن دیده ام
    حتی نمونه هایی در همین وبلاگ میتوانم بیاورم.
    حتی همین یکی دو کامنت قبلی نتیجه بحث و فکرهایی در جای دیگری است.

    برای رشد راهی جز سوال و جواب پرسش هست؟

    من حرف شما را اینطور قبول دارم که فرهنگ ش باید تغییر کند و در این کار هرکمکی که از دستم بربیاید دوست دارم انجام دهم، ولی این موضعی که شما دارید جای دیگری کسانی داشته اند که پدر ما را درآورده.. یک پروژه چند فازی باید طراحی کنیم که فاز n  ام آن تغییر این ذهنیت باشد که تازه کم کم برسیم اول خط..

    امیدوارم لحن کامنت قبلی باعث ایجاد سو تفاهمی نشده باشد
    و اگر مساله این است که تاکنون لذت مباحثه های عمیق و خونین ولی پربهره را نچشیده اید، به زودی بچشید.

    و من الله التوفیق
    (( آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند
     ولی خدا نور خود را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند))
    آیه 8 سوره صف
    بنده بحث کردن را زیر سوال نمی برم، اطلاعات زیادی در این مباحثه ها رد وبدل می شود که برای افراد خارج از بحث هم مفید است.امابا مسءله این است که گاهی باید طرف مقابل را بشناسیم، این روزها و یا در چند سال اخیر هدف اغلب افراد مباحثه واقعی نبوده و به دنبال جبازی و توهین و یا صرفا بدوبیراه گفتن هستند، که من در اینها نتیجه ای نمی بینم.
    اما اینکه شما می گویید بحث کنیم و رنج بکشیم، به نظرم جالب است و قابل دفاع .  اگر فرد خودش را در حدی می بیند که شرکت می تواند ادله ی خوب بیاورد و در عین حال به آنچه یا آنکه از او دفاع می کند صدمه ای نمی زند، کار خوبی است و من هم با آن موافقم. در واقع برای خودتان رسالت تعریف می کنید که قابل دفاع است.
    موفق باشید
    جناب رهگذر

    علاوه برحالاتی که فرمودید تجربه هیچ بودن و هیچ ادعایی نکردن و فقط سوال پرسیدن و استفاده کردن طرفین را هم دارم..

    کلاً هرگز این اجتناب کردن ها را در حالت کلی وارد نمیدانم..

    هرچند خودم در این کامنت ها به صاحب وبلاگ گلایه کرده ام و بعضاً اجتناب های زیادی هم کرده ام، ولی پاک کردن صورت مساله به نظرم کار حقی نیست.
    جسارتاً استنباطی هم که از کامنت شما داشتم چنین بود.
    اگر قضاوت نابجایی شده عذرخواهی میکنم.
    اگر مساله به نظرم جدی نبود صحبتی نمیکردم.
    اول اینکه بابت کامنت پر از غلط بالایی معذرت! با مشقت زیادی آن را نوشتم و آخرش اینطوری شد متاسفانه
    دیگر آنکه من از چیزی ناراحت نشدم و شما هم حرف بدی نزدید پس عذرخواهی لازم نیست. 
    موفق باشید :-)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی