حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

جدی بودن ..

دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ۰۲:۵۳ ب.ظ

در دعای کمیل، فرازی هست که می فرماید "و هب لی الجد فی خشیتک"، یعنی به من جدیّتی عطا کن در ترس از خودت .. خیلی تعبیر ظریفی ست .. یعنی مهمترین جدیّت، عظمتی ست که انسان در ترس از خدا دارد .. بقیه ی جدیّت ها، شبیه ِ شوخی اند .. اینها که مسائل ِ خُرد را جدی و اصل می پندارند ولی در مسئله ی محرمات الهی جدیّت به خرج نمی دهند، آدم های سست و بی ارزشی هستند .. در حدیث(1) هست که موسی از خداوند می پرسد که از قوم من، چه کسانی هستند که در روزی که بر سر هیچ کس سایه ی آسایشی نیست، سایه ی رحمت تو بر آن هاست؟ ..  وحی می آید که : و الذین یغضبون لمحارمی اذا استحلت مثل النمر اذا جرح .. کسانی که وقتی محرمّات الهی رعایت نشود، چونان پلنگ زخمی خشمگین و غرّنده هستند .. یا در حدیث(2) دیگری، خداوند به شعیب علیه السلام وحی می کند که من از قوم تو هزار نفر را عذاب خواهم کرد، چهارصد نفر از اشرار و ششصد نفر از آدم های سالم! .. شعیب پریشان می شود که حالا اشرار به کنار، چرا "اخیار" و آدم هایی که خیرخواه هستند را عذاب می کنی؟ .. بعد وحی می آید که : داهنوا اهل المعاصی و لم یغضبوا غضبی .. یعنی با گناهان ِ دیگران مدارا کردند .. با خشم ِ من به خشم نیامدند .. جایی که خدا به خشم آمد، آن ها جدی نبودند .. اینجاست که آدم می فهمد معنی جدیّت اصیل را .. و هب لی الجد فی خشیتک ... 

.

.

برای جدی بودن در دین ِ خدا، باید اول محرمّات الهی را درست شناخت. با مطالعه ی دقیق و عالمانه. بعد، از آن قسمتی که آدم بدان آلوده ست توبه کرد.چون به تجربه دریافته ام، کسانی که آلوده ی گناهی بوده اند، ناخودآگاه به این ورطه می افتند که آن را پیش دیگران توجیه نمایند. یا قرائتی از دین را مطرح کنند که در آن این عمل حرمت ندارد. این غالباً به این خاطر ست که دیگران، آدم را متهم می کنند که وقتی تو هم آغشته به این کار بوده ای چرا ما را اکنون نصیحت می کنی. این عین ریاکاری ست. داستان موسی علیه السلام را یادتان هست وقتی پیش ِ فرعون می رود؟ ازین ناراحت ست که می گوید من یک نفر ازینها را کشته ام. چطور می توانم بروم با این شروع کنم که من آمده م شما را به راه راست هدایت کنم؟ دستورالعمل الهی اینست که صحبت ت را اینطور شروع کن که سبحان الله انی کنت من الظالمین. حالا موسی به سهو بوده ست و ما عمدتا به عمد. اما قدم اول اینست که آدم به اشتباه خود اعتراف کند. نباید آن را حاشا کرد .. ازینکه می گذری، آخرین منزل ِ جدی بودن در دین خدا، امر به معروف و نهی از منکر ست ...

.

.

(1) وسائل الشیعه: قال موسى بن عمران علیه السلام: یا رب من أهلک الذین تظلهم فی ظل عرشک یوم لا ظل إلا ظلک؟ فأوحى الله إلیه: ..  والذین یغضبون لمحارمی إذا استحلت مثل النمر إذا جرح .

(2)  أوحى الله إلى شعیب النبی علیه السلام انی معذب من قومک مأة ألف: أربعین ألفا من شرارهم، وستین ألفا من خیارهم، فقال علیه السلام: یا رب هؤلاء الأشرار، فما بالأخیار؟ فأوحى الله عز وجل إلیه: داهنوا أهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی ..

  • ۹۲/۰۸/۱۳
  • ح.ب

نظرات  (۴)

کاملا درست
فقط یک نکته اینکه غضب در برابر خودِ گناه و در برابر گناهکارانی که در گناه جسور هستند نه هر گنهکاری
و اعتراف به گناه فقط نزد غفّارِ ستّار نه دیگران
که اعتراف به گناه نزد غیر از خدا خود از گناهان کبیره است
اینکه خودسازی مقدمه ی دیگرسازی ست را تقریبا همه قبول دارند. ولی مشکل اینجاست که همه دقت نمی کنند این تقدم رتبی ست نه زمانی. 
پاسخ:
سلام. موافقم. من بیشتر از بعد روانشناختی و شخصی داشتم این موضوع را می گفتم. که چی می شود که آدم جدیّت ش را در دین خدا از دست می دهد. یکی ش اینست که خیال می کند باید از گذشته اش پیش دیگران دفاع کند.
خدا خیرتون بده انشاالله... یادآوری کاملا به موقعی بود
سلام

ممنون ، خیلی تعبیر درستی نباشه ولی «چسبید»
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی