حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

محرّم (1) ..

چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۱۷ ق.ظ

دعاهای امام این روزها عجیب ست. در مقتل خوارزمی وقتی صحنه ها را توصیف می کند، چند بار چهره ی امام را اینطور توصیف می کند که در گرماگرم حوادث، قوی دل، بی نهایت خود دار و سراسر شجاعت بود. ولی خطبه های امام برای یاران ش و مناجات هایش، حال ِ دیگری دارد. این دعای امام، باید اندکی پیش از حرکت باشد .. 

" بارالها! تو در هر غم و اندوه پناهگاه و در هر گرفتاری امید منی و در هر حادثه ای که برایم پیش آید تو تکیه گاه و سلاح منی. چه بسیار غمهایی که دل را ضعیف می کند و راه هر چاره را می بندد، گرفتاری هایی که با دیدن آنها دوستان رهایت می کنند و دشمنان شادکامی پیشه می کنند. من از دیگران قطع امید کردم و آنها را به درگاه تو آوردم و از آنها به تو شکایت کردم و تو آنها را بر طرف کردی و نجاتم دادی. خدایا تو صاحب هر نعمت و آخرین مقصود هر حرکت هستی ..."

کامل ابن اثیر، ج ۴، صفحه ی 60.

.

.

  • ۹۲/۰۸/۱۵
  • ح.ب

نظرات  (۹)

  • مهدی ایندی
  •  که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم
    وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ

    هدف نهضت این بوده ها 
    اصلا همه بدبختی های بشر مال همین نادانی است 
    هر جا شیطان و هوای نفس و .... غلبه می کنند از منفذ جهالت ورود می کنند
    از این عبارت جانگدازتر" مهجته " نداریم برا آقامون آدم میمیره
    ای عشق ِ سربلند که بر نیزه می روی
    از حلقه ی کمند تو لایمکن الفرار
    پاسخ:
    این شعر سخت خوب ست. 
    سلام..نه من یادم نمی آد چنین بیتی رو خونده باشم.
    به قول آهنگران : 

    من از شرمسارای روی تو ام :دی
    پاسخ:
    :)

    این ابراز دلتنگی امام در دعا، به دنیا دوستی و بی‌بصیرتی افراد بر می‌گردد و اینکه نتوانسند به رهبرشان تکیه کنند حتی اگر پایان این همراهی، شهادت و شکست ظاهری باشد. البته امام هم دلبستگیهایشان را که می دید دیگر نمی توانست به آنها اعتماد کند به همین دلیل در طول سفر لشکریان خود را به ماندن یا رفتن مختار کرده بودند، آزادشان گذاشت تا روز عاشورا آنجا که جنگ شدت می‌گیرد عده‌ای نباشند که از ترس مرگ چشمشان خیره است و جانشان به لب رسیده.. در واقع اینها رفتند تا میدان برای یاران با وفای امام باز شود.

  • مائده آسمانی
  • سلام 
    هرکه دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود ...
    سلام

    سلام ما به محرم... به آقای بی کفن...

    آقا سلام..
    چه مصرعی مائده ی اسمانی....
    این شعر بیدل دهلوی حقیقتن زیباست...


    خاطر ما شکوه‌ای از جور گردون سر نکرد

    بارها بشکست و زین مینا صدایی برنخاست....

    ..

    و هیـــــــــــــچ چیز به اندازه ی خواندن مقتل این روز ها
    التهاب درون را همراهی و همدمی نمیکند....

    سلام

    این پست و پست قبلی شما بسیار مفید بودن.
    این مطلب شاید تاثیرگذارترین روضه ای بود که این روزها شنیدم!
    خیلی ممنون والتماس دعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی