حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

خاصیت کشسانی احساس ..

جمعه, ۱۱ مهر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۱ ب.ظ

 به این رسیده ام که بسیاری از امور در اثر تلقین در آدم به وجود می آید. مثل این ها که فکر می کنند و مریض می شوند، می شود احساس کرد و مهربان شد. ناراحت شد. غمگین شد. مست شد. غرق شد. 

در مقامات معرفتی هم مشهور ست که بعضی درجات کمال اوّل با تلقین در انسان حاصل می شود. از جمله مهمترین امور تلقینی، "صبر و حلم" ست. روایاتی ست بر این مضمون که هر کس به خودش تلقین کند که صبور ست و شکیبا، عاقبت بدان می رسد. حدیثی ست از امام باقر علیه السلام، که در روز قیامت ندا می دهند که "این المتصبّرون؟"، یعنی کجا هستند آنها که خودشان را به صبر زده اند ...

.

.

.

القصّه، صبر می کنیم. سخت. با ضخامت روحی ناچیز. امّا همچنان صبر می کنیم ... 

  • ۹۳/۰۷/۱۱
  • ح.ب

نظرات  (۹)

  • مهدی ایندی
  • از خانه بیرون می زنم در زیر باران تا بفکنم در کوچه ای، بی صبری ام را
    بردارم از دوش این گلیم ابری ام را.
    تا چشم چشمایی کند ابر است و باران
     بارانی از آن بی شکیبان، سوگواران.
    ازکوچه بر می گردم و این ابر بی صبر با گام من، همراه من، ره می سپارد.
    در خویش می گریم شگفتا: "این چه جادوست ابری که خاموشانه بر ابری ببارد."
    خدا را چطور میشود تلقین کرد؟

    !!!
    پاسخ:
    متاسفانه خدا را نمی شود تلقین کرد. موحد بودن، تنها و تنها فضلی ست از جانب خدا .. و اکتسابی نیست .. 
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ
    منتظر اسم کتاب هستیما اخوی
    پاسخ:
    اسم کتاب، در جاده های آبی خاکی ست ..
    بنظر من گفتن تنها که فایده نداره این که به اون تلقین باور داشته باشیم مهمه ! 
  • مشق های آدم شدن
  • خود را به کاری زدن، با تلقین فرق میکند به گمانم.
    آن تلقینی که روانشناسی تعریف میکند، میگوید هی با خودت بگو فلان...
    اما خود را به صبر زدن یا ادای صبر را در آوردن کمی بیش از تلقین روانشناسانه است.
    البته اگر ما برداشت صحیحی از گفته های روانشناس ها کرده باشیم. چون غالبا از چیزهایی که شنیده ایم است نه برخورد مستقیم با ایشان.

    و سلام بر متبصرون.

    متشکر استفاده کردم از متن.
    برادر من رو چه حسابی میگید موحد بودن اکتسابی نیست؟
    آنچه او رویخت به پیمانه ی ما نوشیدیم..

    شبیه جام زهر!


    آنهایی که تصور درستی از خود ندارند..

    شبیه هواداران سیاسی..

    دیر یا زود از این فاصله سقوط میکنند.


    "کافی" است با متانت "سکوت" کنند. 

    پ.ن:: 
    لطفا بی پاسخ نگذارین.
    متبصرون؟
    از ریشه ی بصر؟
    متصبرون؟
    از ریشه ی صبر؟

    این الدرست؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی