حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

دنیای هولوگرافیک ...

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۵۲ ق.ظ

از پس این سال ها به این رسیده ام که تقریبا هر داستانی دست کم دو سو دارد. باید اطراف یک ماجرا را شنید،‌ که قضاوت سخت ترین کار ممکن در این دنیا ست .. 

یک نمونه ی آن همین چند روز پیش بود که یکی حمله ی سختِ نفرت زایی را به بیماران و همراهان آن ها می کرد که چقدر پر مدّعا شده اند، به خاطر ماجرای قتل یک پزشک متخصص توسط یکی از همراهان بیمار. حرف هایش که تمام شد، گفتم بگذار من آن طرف ماجرا را برایت بگویم که ببینی چقدر دنیای سختی داریم برای قضاوت. من حرف های تو را می فهمم، تو ببین حرف های من را می فهمی؟ فرض کن طرف سه بار یک بیمار سرطانی را عمل کرده، دوبار اوّل خود پزشک‌ِ‌ فوق ِ فوق ِ تخصص هم اذعان کرده که تشخیص ش اشتباه بوده. سی میلیون تومان پول گرفته هر بار. خانواده ی بیمار برای زنده ماندن جوان شان، زیر بار قرضی رفته اند که شاید تا سال های سال از پس ش برنیایند. آنقدر بی بضاعت اند که امکان اسکان در شهر را ندارند،‌ که پیش بیمارشان بمانند، حتی برای مدّتی کوتاه. همان یکی هم که به نمایندگی همراه مانده است، شب ها تا صبح روی روزنامه دیواری کنار بیمارستان می خوابد. بعد دکتر از اتاق عمل می آید بیرون، چند دقیقه ی مختصر برایش توضیح می دهد که بیمار دوام نیاورد و مرد. وقت دکتر ارزش دارد و بیش ازین نباید به توضیح واضحات برای یک آدم غیر دکتر هیچ چیز نفهم تلف بشود. فقط یکی دو جمله می گوید که به علّت ضعف بدن بیمار نتوانست شیمی درمانی را تحمل کند و زیر تیغ عمل سوّم جان سپرد. نمی گوید که ضعف بدن دلیل ش نتیجه ی همان دو تشخیص اشتباه است. بعد هم باید بروی یک سی میلیون دیگر حساب کنی که جنازه را تحویل بگیری و دست کم به همین اندازه خرج دفن و کفن کنی. از جایی که نداری. برای مردن هم باید قرض بگیری از دیگران. آدم است دیگر، نمی کشد. مخصوصا وقتی بی اعتنایی محض دکتر را می بیند. انگار که جان حیوان است. حتی با حیوان هم اینطور نمی کنند. شنیدم بعد از آنکه همراه مرتکب قتل شده، در زندان اقدام به خودکشی کرده. تو می فهمی یعنی چه؟ یعنی همه چیزش را باخته. می خواهد چه کند این دنیا را دیگر. با قرض های سنگین و گناه نابخشودنی و عزیزانی که دیگر نیستند. سیستم جبرا اینطور اقتضا می کند که او خفه شود. ولی تو حالا انصاف می کن جرم این دکترهای بازاری کمتر از قتل است؟ ... 

.

.

  • ۹۴/۰۵/۰۶
  • ح.ب

نظرات  (۲۴)

چقدر ...
هرچی میگذره بیشتر قضاوت های اشتباه خودم رو میبینم.. وبیشتر باورم میشه نباید هیچ قضاوتی کنم... حتی تو مسایل کوچک...
تازه یادم میاد که چرا استاد اخلاق این همه درباره قضاوت صریح میگفتن که اصلا نکنید... حتی ناخواسته.. استغفار کنید..  تازه میفهمم چی میگفتن..
میخوام تو ادامه این متن، خودم رو جای دکترها هم بذارم.. 
میخوام فکر کنم اگه منم هفته ای چندبار دستم رو به چاقو میبردم و شکم مردمو پاره میکردم، برای مداوا، آیا عادت نمیکردم؟ ایا ملامت من بخاطر عادت کردنم و گریه نکردنم از مرگ بیمارانم درست میبود/؟
یک زمانی برایم مهم بود و ارزش بودکه مرجع سوالات اطرافیان بودم.. ولی حالا گاهی این قدر زیاد میشود که از یکسری سوال خسته میشوم... اینکه مثلا وقتی فلان جا قرار میگذاریم برای یک جمع، چرا همه انتظار دارند من تک به تک برای شان ادرس را شرححححح دهم! و خودشان یک سرچ ساده نکنند...  عادت گورستان ارزش ها...
ولی در بطن ماجرا مگر فرقی دارد طرف مقابل چه سوالی بپرسد...؟ مهم خدمت بوده.. ولی عادت، یک چیزهایی را در نگاهم خراب کرده...
شاید حتی چیزهایی غیر از عادت هم، مثلا من ادم مهمی ام، و بیکار نیستم که سوالات ساده اطرافیان را هم جواب بدهم..! 

دقیقا دکترهای بازاری
حکمت و روحیه خدمت گزاری  کم دیده میشه توشون
سلام 

از فاصله بین هر پست تا پست بعدی هم چیزهایی می شود فهمید !
اینطوری دوست داشتنی تر است تا این حد
از خارج گود نوشته اید.

حل مشکل مالی بیماران بر عهده پزشک نیست. شما باید از نزدیک با مردم در ارتباط باشید تا ببیتید که همین مردم برای یک ریال پول چشمشان را روی زحمات پزشک می بندند.

چرا اینقدر امار شکایت از پزشکان بالا رفته. چون همه پزشکان کارشان را اشتباه انجام می دهند؟ خیر چون عده ای برای خودشان کاسبی راه انداخته اند. تا از بیمارستان مرخص شدی برو از پزشک شکایت کن. بعد برو دم مطبش درخواشت مبلغی پول کن که چند بار وقتش را در دادسرا تلف نکنی. موردی مریض خواهرم بود که چون پدرش پول کارگران افغانی را نداده بود پسرش را چاقو زده بودند  خواهرم جانش را نجات داد ولی به دلیل ضربات قطع نخاع شده بود. پدرش نزدیک بود پای خواهرم را ببوسد که اینقدر برای پسرش زحمت کشیده و از مرگ حتمی نجاتش داده. تا مرخص شدند رفتند شکایت کردند که یک پولی بگیرند. فقط دو ماه خواهر من باید می رفت دادگاه حرص می خورد و اعصابش خورد می شد. چنین مردمان شریفی داریم.

وقتی این چهره سیاه جامعه را می بینید. می فهمید که هر کجا کوچکترین ضعفی نشان دهید بدهکار می شوید. متاسفانه این کلاف پیچیده تر از آنست که شما اینقدر راحت خون پزشکان را حلال اعلام کنید و جرمشان را قتل.

واقعا آدم از شما می ترسه. چی فکر کردید با خودتون. مراقب حرف هایی که می زنید باشید. در هیچ سیستم اخلاقی جرم گرفتن هزینه های درمان و یا حتی تشخیص اشتباه قتل نیست.
پاسخ:
سلام

می بینید؟ شما هم حتی متن را درست نخوانده اید و یکطرفه به قاضی نشسته اید. کجا نوشته ام حق ش قتل است؟ کجا آب توبه به دستش ریخته ام؟

١. به نظرم گناه کسی که پزشک را کشته نابخشودنی است. 
٢. این آنطرف یک ماجرا ست. فهم فیلانتروپیک یک حادثه از زاویه ای دیگر است.
٣. راست می گویید. باید بیمارستان های خصوصی را هم به آنها که جرم شان از قتل کمتر نیست اضافه می کردم. 


شما واضحا نوشته اید جرمش کمتر از قتل نیست. یعنی می شود قصاص کرد. در حالیکه این حرف شما کاملا مخالف قانون است.

در اینکه سیستم درمانی ما مشکلات بسیاری دارد و مردم واقعا دچار ناراحتی می شوند حرفی نیست. اینکه پزشکان را مقصر بدانیم اشتباه است.

حرف شما مانند اینست که من به شما بگم به عنوان فردی که تحصیلکرده هستید در امار بیکاری و فقر جامعه مقصر هستید. ممکن است افرادی به دلیل عدم اشتغال آفرینی مناسب از جانب شما دچار اعتباد و مشکلات عدیده ای شده اند و جرم شما به دلیل مرگ این افراد کمتر از قتل نیست، عکس العمل شما چیه؟

اصلا هر فردی که شمال شهر زندگی می کنه و خونه اش رو نفروخته خرج فقرا کنه و خودش هم زندگی فقیرانه ای داشته باشه مجرمه و مستحق مرگ. 

ان پزشک هم یک فرد از همین جامعه که خیلی بیشتر از من و شما برای مردم مملکتش زحمت کشیده. اینطور قضاوت کردن واقعا عجیبه. اگر بخواهیم مقصر پیدا کنین شاید خودمان را بیشتر مستحق مرگ بیابیم نه آن پزشکی که فایده اش برای جامعه بسبار زیادتر است. 
پاسخ:
اولا هر قتلی مستحق قصاص نیست. مثلا قتل غیر عمد. این نتیجه ی قضاوت و استنتاج غلط شماست نه منطوق حرف من
ثانیا، من خودم می فهمم زحمات یک دکتر را که بدین مرحله برسد. خودم فوق دکتری دارم نا سلامتی. طوری می نویسید که انگار چندسال درس خواندن زحمت بی مانندی است ... 
ثالثا، من موافقم کسانی که در شمال تهران نشسته اند و بیش از مایحتاج شان دارند و خرج ییماران و گرفتاران نمیکنند، مشمول گناه اند. 
رابعا، کماکان پیشنهاد میکنم بی طرفانه موضوع را دوباره بنگرید
البته پزشکان خطاکاری هم وجود دارند. یکی ار هم دوره ای های خواهرم کلا مشکل روانی داشت و اصلا تخصص نداشت. به رییس بخش که اعتراض کرده بودند در خصوص ارتقا این فرد گفته بودند که یکبار فردی رو اخراج کردم خودکشی کرد و دیگه این کار رو نمی کنم. اینها مشکلات عجیب و غریبیه که سیستم معیوب اموزشی و درمانی ایجاد کرده.
اما اگر واقعا می خواهید منصف باشید این نکته رو فراموش نکنید که حتی پزشک های بازاری از بسیاری از ما مهندس ها بهتر به کشور و مردمشون خدمت می کنند. من واضحا این حقیقت رو می بینم که خیر و برکت در زندگی خواهرم خیلی بیشتر از من هست. این هجمه ها علیه پزشکان واقعا بی انصافی است. بهتون قول می دم که شما حتی یرای یک روز نمی توانید استرس و فشار این شغل را تحمل کنید. یک اشتباه کوچک موجب مرگ می شه. اگر شما اشتباه کنید اتفاقی نمی افتد ولی کوچکترین اشتباه جراحان منجر به مرگ و ضایعه می شه. کمی خودتون رو جای اونها بگذارید بعد محاکمه شون کنید و جرمشون رو قتل بدانید. 
پاسخ:
اثبات شی نفی ماعدی نمیکنه. اثبات اینکه جامعه ی پزشکان کشور بی لیاقت اند، ثابت نمی کنه مهندسان قابل هستند
و نکته اخر فهم ماجرا از زاویه دیگر تا زمانی گه شما حکم صادر نکنید مشکلی ندارد. ولی وقتی قضاوت می کنید از مسیر انصاف خارج می شوید. تقصیر را گردن پزشک انداختن اشتباه است نه شرح مصایب بیماران.
شوخی: متشکرم از حضار محترم که پس از مدت ها سکوت، ثابت کردن هنوز هم هر وقت نویسنده به مفهوم مهمی اشاره می کنه، بیش تر به حواشی می پردازند.. مدتی بود فراموشمون شده بود اخلاق برخی خوانندگان وبلاگ را!! ؛-)
اولا فوق دکتری شما اصلا قابل مقایسه با مدرک تخصص پزشکی نیست. شما استرس و فشاری که پزشکان متحمل می شوند را اصلا درک نمی کنید. شما درس خوانده اید ولی انها علاوه بر درس خواندن کار هم کرده اند. نتیجه عملی داشته درسشان. واقعا یک روز به بیمارستان های دولتی سر بزنید تا ببینید حاضرید هر روزتان آنجا بگذرد؟ تحمل اینهمه رنج و فشار اصلا کار اسانی نیست. من وقتی خواهرم رو می بینم خدا را شکر می کنم که پزشکی نرفتم چون به هیچ عنوان فشار و استرسش رو نمی توانستم تحمل کنم. 

افرادی مثل شما طوری می نویسند که انگار دلسوز ترند برای بیماران به نسبت پزشکان. افرادی که هر روز رنج مردم را می بینند و با تمام توان برای حل ان زحمت می کشند پزشکان هستند نه شما که مدرک فوق دکتری دارید. واقعا تا به حال برای رفع مشکلات بیماران و تامین هزینه های درمانشان چه کاری کرده ایم؟؟ فقط پزشکان باید هر روز نزدیک به 20 میلیون از جیبشان بگذارند و هیچ دستمزدی نگیرند؟ اصلا مگر می شود؟

برای یک عمل جراحی آپاندیس اگر یک میلیون هزینه عمل در بیمارستان دولتی بوده برای یک عمل چند ساعته تنها 80 هزار تومانش به جراح می رسد. بعد ما انتظار داریم پزشک نه تنها دستمزد نگیرد ما بقی 920 هزار تومان خرج بیمارستان را هم برای خمه بیماران بیمارستلن های دولتی از جیب پرداخت کند تا پزشک خوبی باشد. اصلا این نسخه عملی نیست. دستمزد پزشکان دوره رزیدنتی ماهی 600 هزار تومان است. می فهمید؟ هم دوره ای خواهر من که خیر سر مبارکشان رزیدنت جراحی بود پول نداشت حتی خانمش را برای زایمان ببرد بیمارستان دولتی. یک آدم 30 ساله باید با ماهی 600 هزار تومان زندگی کند و به دلیل شرایط شغلی هیچ کار دیگری هم نمی تواند داشته باشد.  

اشتباهات پزشکی سر جای خودش. خطای انسانی در تمامی عرصه های زندگی بشری وجود دارد. مثلا در صنعت بیش از 90 درصد خرابی ها به دلیل خطاهای انسانی است. تصمیم گیری اشتباه، تشخیص اشتباه... کشورهای پیشرفته سعی می کنند به جای محکوم کردن پزشکان و تبدیل کردنشان به کیسه بوکس مکانیزم هایی طراحی کنند که این خطا کمتر شود. در این مورد مقاله بسیار دیده ام.

من یکجانبه نگاه نمی کنم. وقتی شما غیر منصفانه حکم می دهید اعتراض می کنم. من هیچوقت نمی گویم که پزشک ها با این وضعیت نظام سلامت حق دارند بیمارشون رو بکشند و اهمیتی به آن ندهند. اصلا حقشونه این مردم نالایق قدر ناشناس که بمیرند. این نظری یکجانبه مقابل نظر شما است. اعتراض من به حکم جرمی بود که تعیین کردید و زحماتشون را ندیدین. همیشه حاشیه های متن های شما اعتراض بر می انگیزند. وقتی در خط آخر حکم صادر می کنید. اینجا بر مخاطب سخت می شود هضم آن.
پاسخ:
اولا، دکترها علی الاغلب در ایران تحصیل می کنند. هشت نه سال غربت و دوری و فشار تحصیل در خارج از کشور، با محیطی جدید آیا به نظر شما زحمت ش قابل مقایسه با دکترها نیست؟

ثانیا، دستمزدهایی که شما می گویید با آنچه ما می بینم از پزشکان واقعیت ندارد. کسی که ویزیت ش تنها چهل هزار تومان ست حداقل، چطور برای یک جراحی هشتاد هزار تومن می گیرد؟ خنده دار نیست؟

ثالثا، کماکان یکجانبه می نگرید به زعم من ...
به نظر من تعهد کاری واقعا از بین رفته نه تنها در این حوضه که در تمام زمینه های شغلی ،هر کس میخواهد به هر طریقی که شده از تبحرش تا قران_اخرش پول در بیاورد (تو بخوان مردم را تیغ بزند) میدانید این را میشود از برکتی که در مال ها نیست هم فهمید،البته که نیت در هر کاری مهم است اینکه نیتت خدمت باشد ،در کنارش هم درامدی داشته باشی هرچند زیاد،نه انکه کا ر را برای پول و پول را برای پول بخواهی ،من خودم نزدیک به 5 سال پیش عمل سختی داشتم که حتی یاداوریش نیز ناراحت کننده است ،یادم هست که دکترم بعد از عمل با انهمه اثرات جانبی که عمل برایم داشت حتی حاضر نشد بعد از عمل سری به من بزند و از احوالم جویا شود  چشم های نگران اطرافیانم را هنوز به یاد دارم ، نه اشتباه نکنید، انجا یک مرکز کاملا خصوصی بود نه یک جای دولتی  با کلی بیمار و دکتر هم خود از سهامدارانش ،پس تعهد کاری کجا ست ، اصلا چه معنایی دارد اینکه تو در نظر دیگران بیشتر از یک شی نباشی که نه درمانت که تعمیرت کنند... ! البته من منکر نمیشوم که چه بسیار پزشکان متعهدی هستند که به بیمارانی که حتی بضاعت مالی  کافی ندارند خدمات رایگان ارئه میدهند  ولی انچه بیان شد نقد یک طرز تفکر  بود که میتواند در هر جایگاهی به وجود بیاید و ریشه ها ی جامعه را بسوزاند(همان طور که الان شاهدش هستیم) ،القصه ،من فکر میکنم مقصود نویسنده از این متن نیز به چالش کشیدن یک دیدگاه به نام قضاوت عجولانه بود(همانطور که خودشان هم بیان کرده بودند) که ان را در قالب یک مثال عینی بیان کردند نه الزاما زیر سوال بردن حرفه ای خاص :-/


پاسخ:
الحمدلله که برای شما قصد بنده روشن است. 
آقای ح. ب واقعا قابل مقایسه نیست. این یک نمودار خیلی ساده است.

http://static3.businessinsider.com/image/4d557ccacadcbb0353230000-900-1537/job-stress-infographic.jpg

شما هشت سال زحمت می کشید و بعد راحت می شوید. یک جراح تا آخر دوران کاری اش یک شب هم نمی تواند راحت خوابش بخواد ممکن است نصفه شب زنگ بزنند که برود بیمارستان. هر روز ممکن است با یک اشتباه کوچک موجب مرگ فردی شود. اینها با هم قابل مقایسه هستند؟

تعرفه‌های دستمزد پزشکان و کای آن در این مقاله آمده:

https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&uact=8&ved=0CB4QFjAAahUKEwiTqNW____GAhUKv3IKHZO_Bac&url=http%3A%2F%2Fhakim.hbi.ir%2Ffiles%2Fsite1%2Fuser_files_b44d5b%2Fadmin-A-10-1-445-9a00d17.pdf&ei=spi4VZOHDYr-ygOT_5a4Cg&usg=AFQjCNFd5HGUQZaROkvDmNS-oPkYh0B6Tw&sig2=P7SRanlZDYmK_2wzV7Yerw&bvm=bv.98717601,d.bGQ

هزینه هر کا در بیمارستان دولتی هشت هزار و هشتصد تومان و در خصوصی سی و هفت هزار تومان است. با کمی مطالعه و سوال از پزشکان متوجه می شوید که حقیقت هزینه های درمانی و دستمزد پزشکان چقدر است.

این گزاره که تعهد شغلی کلا پایین آمده حرف درستی است اما مهم اینست که تعهد شغلی را چه چیزی تعریف می کنیم. انتظار شما از تعهد کاری برای یک مهندس یا مشاور اینست که بر حسب دستمزد منصفانه ای که می گیرد کارش را درست انجام بدهد. تعهد کاری را اینگونه تعریف نمی کنیم که پروژه را رایگان انجام دهد و حقوق یکی دو ماه کارگران کارفرما را هم از جیب خودش پرداخت کند.

وقتی ماشینتان را می برید تعمیرگاه تعهد شغلی را تعمیر درست قطعه می دانید و هزینه دستمزد را هم با رغبت پرداخت می کنید. انتظار ندارید که تعمیرکار هزینه قطعات ماشین شما را پرداخت کند. هر حرفی هم که بزند کاملا گوش می کنید.

اما در مورد پزشکان تعهد شغلی را انجام رایگان عمل و پرداخت ما بقی هزینه‌های بیمارستان برای بیماران کم بضاعت که تعدادشان اصلا کم نیست تعریف می کنیم. 35 درصد مردم ایران زیر خط فقر مطلق یعنی 400 هزار تومان در ماه زندگی می کنند یعنی در یک سوم از مراجعات پزشک هم باید از دستمزدش بگذرد هم خرج بیمارستان را بدهد. در نهایت هم بیمار ممکن است هوس شکایت کند تا بیشتر تیغ بزند و پولی هم دستی بگیرد. 80 درصد مردم زیر خط فقر هستند. چه انتظاری داریم از پزشکان؟؟ که به جای شرکت های بیمه هزینه درمانی بیماران را پرداخت کنند تا پزشک متعهدی باشند. یا هر طور که ما خواستیم رفتار کنند تا راضی باشیم.

در خصوص عمل شما هم، حتما نیازی به معاینه نبوده. ما انتظار داریم پزشکان مطابق میل ما رفتار کنند نه بر حسب تشخیص خودشان. متاسفانه صدا و سیمای ما یک سریال مانند پرستاران انگلستان یا grey's anatomy نمی سازد که مردم با حقایق رشته پزشکی آشنا شوند. به جایش این سریال بسیار ید در حاشیه را می سازد که دودش در چشم خود مردم می رود. بیمار های بسیاری داشته خواهرم که به او گفته اند باید عمل شوند، گفته اند نه شما حالیتان نمی شود می خواهید ما را تیغ بزنید، با رضایت شخصی رفته فردا با جنازه بچه اش و یا با حال بسیار وخیم برگشته.

ممنونم از پاسخ هاتون. ببخشید اگر مطالب طولانی شدند. امیدوارم شاهد کشور و مردمان بهتری باشیم. بحث را خاتمه می دهم. موفق باشید


سلام 
درسته! قضاوت سخت ترین کار ممکن هست مثلا ما یه اتفاق بد رو میبینیم یا کار بد رو از کسی میبینیم نباید صریحا قضاوت کنیم و خودسرانه رای صادر کنیم برای خودمان باید به علت و عامل هم بپردازیم که چرا اینطور کاری از طرف سر زده.که این کار هم از ما اگرخارج از گود باشیم ممکن نیست اصلا.
متاسفانه ما یعنی جامعه ی ایرانی انتقاد پذیر نیستیم تا بیاد از یک پزشک مثلا انتقاد بشه همه ی پزشکان میان اعتراض که چرا به ما توهین شده یا روانپزشکان و سایر شغل ها که علنا در این جامعه دیده ایم ...بهرحال همه جور آدم در هر قشری هستند، بد بودن یکی یا خرابکاری یکی به دیگر اعضای اون قشر ربطی ندارد.خدا حس مسءولیت به همه ی ما بده.
@م.ص

نوشته صاحب وبلاگ و سایر دوستانی که به پزشکان انتقاد دارند در مورد گذشت آنها از 80 هزار تومان و ... نیست بلکه عمده انتقادات در مورد تعهد کاری ، دقت و دید از بالا و برخورد نامناسب پزشک با بیمار هست

بنده از سال 84 به سبب گرفتاری هایی که برای خودم و نزدیکان بوده زیاد با پزشک و بیمارستان سر و کار داشتم در تمامی موارد که کار به عمل رسیده بلااستثناء پزشک علاوه بر هزینه های بیمارستان خودش مبلغی جداگانه درخواست کرده که از 800 هزار تومان تا چندین میلیون متغیر بوده و تا این مبلغ به دست منشی دکتر در مطب نرسیده ایشون برای عمل اقدام نکردن

نه برای اینکه اخلاقم خوب بوده بلکه برای اینکه از این میترسیدم که تنش رسیدگی به بیمارم را بدتر کنه یا بهش استرس وارد نشه به هیچ کدام از پرسنل بیمارستان از گل بالاتر حرفی نزدم ولی حتی در یک رگ پیدا کردن ساده بیمار توسط چند تا از این کارآموزها که تو بیمارستان دولتی هستند مریض دچار خونریزی شد و در همان حال آنها که دور تخت جمع شده بودن داشتن میخندیدن و اصلا رعایت نمی کردند
و خب مواردی بوده که دیگه صلاح ندیدم با این وضع بیمار آنجا بمونه و بالاجبار رفتیم بیمارستان خصوصی که آن هم خودش مثنوی 100 من کاغذ هست و کمترینش اینکه تعرفه یک شوخی بیشتر نیست و علاوه بر آن تازگی ها فاکتور بیمارستان هم بسیار خلاصه شده و عمدتا یک جمع کل و سهم بیمه تکمیلی و سهم بیمارستان را شامل میشه و شما اصلا متوجه ریز هزینه ها نمیشید یا مثلا در یکی از موراد به اشتباه برای بیمار بنده کارت همراه صادر شده بود که خیلی راحت گفتند تو سیستم حسابداری قابل اصلاح نیست و 150000 هزار تومان بی دلیل به هزینه ما اضافه شد و بدترین قسمتش اینه که تقریبا یفین دارم بهم دروغ میگن و اگر قرار بود مبلغی اضافه بشه سیستم قابلیت اصلاح پیدا میکرد

و البته که تو همون بیمارستان خصوصی باز هم دکتر وقت چندانی برای صحبت نمیگذاشت و باید مدارم دنبالش میگشتم تا پیداش کنم

طبق تجربه خودم و گفته های اطرافیان بدون توجه به مبلغ ویزیت و ... تقریبا کسی رو ندیدم که حتی با گرفتن وقت از چند ماه قبل سر وقت خودش بتونه ویزیت بشه و همواره حداقل یک معطلی نیم ساعته به علت بیماران آشنا یا بین مریض وجود داره ولی همین اتفاق از سوی بیمار معمولا با تذکر و ... مواجه میشه

برخی رفتارهای پزشکان مثلا از قبیل اینکه نسخه های عادی را هم به داروخانه های خاصی ارجاع می دهند به اعتماد بیمار و شان خودشون خیلی آسیب میزنه مخصوصا که میبیند همون نسخه در جای دیگه مثلا 50 تا 100 هزار تومن ارزانتر تموم میشه

به شخصه شاید در 10 سال اخیر 3-4 پزشک دیدم که هنگام مراجعه بهشون حس کردم به حرفم گوش میکنه و واقعا آن 5 الی 10 دقیقه از وقتش را به من اختصاص داده

البته ضعف سیستم درمانی درست هست و اینکه پزشکان هم مشکلات و حرف هایی دارند که باید شنیده بشه درسته و حتما پزشکان متعهد هم داریم ولی عمده مواردی که در بالا ذکر شد در مورد رزیدنت و کسی که 600 هزار تومن حقوق میگیره و ... نیست بلکه پزشکانی هستند که با درآمدهای حتی چند صد میلیونی باز هم رفتار مناسبی ندارند


سلام
به م.ص
در وصف حکم دادن عالمی شاید شنیده باشید که قرار بود حکم به نجس یا عدم نجاست چاهی دهد به خاطر ورود نجاست به آن چاه. ابتدا دستور داد که چاه خانه ی خودش را پر کنند و بعد بتواند بدون هر گونه نفعی حکم کند.
جناب امیر

من خودم هم اگر در جای شما بودم و اطلاعی از پشت پرده آن نداشتم شاکی می شدم. یک مثالی بزنم. دوران اینترنی خواهرم یک بیماری داشتند که در راه برگشت از مراسم خاک سپاری یکی از نزدیکانش، تصادف کرده بود. وقتی آمده بیمارستان پزشک سریع معاینه اش کرده بود، هیچ مشکل خاصی نداشته فقط تمام صورتش پر خون بوده. در این حین خانواده عذادارش سر می رسند. کمی صبر می کنند می بینند پزشک نیامد، بازهم صبر می کنند می بینند خبر نشد. حال روانی شان هم که بد بوده کلا می زنند اورژانس را داغون می کنند. در حالیکه نمی فهمیدند مریضشان مشکل حادی ندارد و از نظر پزشکی در اولویت درمان قرار نمی گرفته. افراد بد حال تری بوده اند. ممکن است شما اگر خانواده مریض را می دیدن به آنها حق می دادید اما از پشت پرده پزشکی آن اطلاعی نداشتید.

یکی از اخلاق ما ایرانی ها اینست که در همه زمینه ها متخصصیم.

می دانید چرا پزشکان اعتراض می کنند؟ چون ماهیت شغل پزشکی با دیگر شغل ها متفاوت است. باید اعتماد بین بیمار و پزشک وجود داشته باشد وگرنه احتمال مرگ بیمار می رود بالا. نه اینکه درآمد پزشک کم شود، مردم متضرر می شوند و می میرند.
 
چرا پزشک ها بد اخلاقند؟ چون خواهر من هر روز با ده ها نفر یا سطح سواد مختلف مواجه می شود که اگر در صورتشان لبخند بزند باید هر نکته را حداقل 10 بار واقعا 10 بار تکرار کند، یکساعت بنشیند داستان های بی ربط بیمار را گوش کند، آخرش هم مریض کار خودش را می کند و می گوید نه این دکتر با جذبه ای نیست احتمالا خیلی بی سواده. متاسفانه اکثریت مردم به حرف دکترهای با جذبه و بداخلاق بیشتر گوش می کنند.

پزشک های ایرانی به این نتیجه رسیده اند که برای تعامل با بیماران ایرانی باید با آنها خشن و از بالا برخورد کنند وگرنه درست شرح حال نمی دهند، حرف گوش نمی کنند و دست آخر هم سوارشان می شوند. اگر خواهر من پزشک نبود و من از نزدیک شاهد برخوردهای متقابل مردم نبودم کاملا حرف های شما را می پذیرفتم.

تا به حال دیده اید افرادی که مثلا برای معلم ها نسخه می پیچند که باید چنین و چنان رفتار کنند. یک روز بروند سر کلاس می فهمند که نسخه هایشان در عمل کارایی ندارد. پزشکان هم همینطور هستند. محیط پزشکی مثل ارتش است. کاملا سلسله مراتب دارد وگرنه نمی توانند حرف را توی کله مردم کنند.

بیمارستان خصوصی ماهیتش اینست که پزشک مانند بیمارستان دولتی به بیماران سر نمی زند. این قانون بیمارستان است. پرستاران در بیمارستان های خصوص حرفه ای تر عمل می کنند. به همین خاطر مثلا خواهر خود من بیمارستان دولتی خوب را در برخی موارد پیشنهاد می کند چون رزیدنت ها هستند و سرکشی می کنند.

آن اینترن باید یاد بگیرد. روی مریض شما هم باید یاد بگیرد. این ماهیت رشته پزشکی است. می دانم که برای مریض سخت است ولی راه دیگری نیست.

من از پزشک ها طرفداری نمی کنم. چون می دانم که اگر خواهرم نبود من هم دقیقا مثل شما فکر می کردم، تلاش می کنم تا ابعادی که مغفول مانده اند را بگویم. البته تخصص های مختلف پزشکی باهم تفاوت های زیادی دارند. مثلا چشم و پوست خیلی کارشان راحت است و درآمد بسیاری دارند. اما جراح ها خیلی سختی می کشند و درآمدشان هم چندان بالا نیست.

دوست خواهر من هشت سال طرح اجباری تخصصش را رفته قشم و تقریبا هر شب بیمارستان است، چون تنها جراح آنجاست و تیرخورده زیاد دارند، بعد از 9 ماه فقط 20 میلیون تومان به او داده اند. در این نه ماه تنها 3 روز توانسته مرخصی بگیرد و برود خانه شان. دوست دارم که این موارد را هم بدانید. بیشتر پزشکان واقعا برای بیمارانشان زحمت می کشند.

شما هشت سال طرح اجباری در سن 32 سالگی را نمی بینید که باید زندگیشان را ول کنند و بروند یک شهرستان دیگر. زوج هایی که پزشک هستند در این هشت سال یکی در یک شهر زندگی می کند و دیگر در شهری دیگر. اگر بچه هم داشته باشند بینشان می چرخد. الان همسر خواهر من باید کارش را در تهران رها کند تا بروند هشت سال سمنان زندگی کنند. اگر هم نتواند انتقالی بگیرد در بهترین حالت باید نصف ماه از هم دور باشند آنهم برای هشت سال. الان که بچه دار شدند، اگر برود طرح نزدیک دو روز در میان می تواند بچه اش را ببیند. اینها را مردم نمی دانند. این مدت که خواهرم بیمارستان نمی رفت واقعا خوشحال بود که از آن شکنجه گاه راحت شده.

نمی گم همه پزشک های خوب هستند. خوب و بد در هر شغلی هست. ولی ماهیت رشته پزشکی به دلیل اینکه شما در بدترین و سخت ترین شرایط با مردم مواجه می شوید و تشخیصتان با جان آدم ها سروکار دارد واقعا سخت است. خواهرم تا به حال داستان های زیادی از اساتیدشان گفته که باعث مرگ ناگهانی و دور از انتظار یک فرد شده اند. اما واقعا جلوی برخی از این خطا ها را نمی شود گرفت. ماهیت این شغل اینست. به همین دلیل جرمش قتل نیست. مگر اینکه تعمدی باشد.

شغل هایی مثل مرزبانی، پلیس، آتش نشان و یا حتی راننده تاکسی نیز سختی های مشابهی دارند. سر و کار داشتن با مردم سخت است.

اسلام میگه خودت رو بذار جای طرف مقابل...
این خیلی راه حل خوبیه.... 

کلا کارهایی که در حوزه ارتباطات با انسان هاست یک سختی های ویژه ای داره.
بقول یه معلمی، که حالا مدیر مدرسه ی خاصی هم بودن. میگفتن که تو خونه اشیا رو جابجا میکنید هزاریم زیاد و خسته کننده باشه، ولی ظرفه نمیتونه حرفتو گوش نکنه. جابجا میشه! ولی سر کار (منظورم من کارهایی ست که با مسائل انشانها خیلی درگیره) اونجا یهش میگی فلان کار کن، گوش نمیده.. سیستم به هم میخوره.. و .... 

واقعا جایگاهی که ادم بخواد پاسخگوی دیگران باشه جای سختیه...  
خانم م.ص

ببینید من و دیگر دوستان به هیچ عنوان زحمات یک پزشک را ندیده نمیگیریم و واقعا میدونم و لمس کردم که کار در محیطی با مراجعه کننده بسیار خیلی سخته، و من هم با اینکه محیط کارم بسیار مناسبتر از یک بیمارستان هست مدام دنبال تغییر و بهتر بگم فرار از شغلم هستم
در حیطه کار پزشکی نظر تخصصی نمی دم ولی چیزی که شما میفرمایید برای هر جایی میتونه به عنوان توجیه به کار بره و خب دیگه کسی حق نداره از کار کارمندان ادارات که خودم هم جزوی از آنها هستم یا مدیران یا دولت مردان و ... گله ای داشته باشه

ما همیشه یا مردم کلا خوبی داریم یا مردم بد و قدرنشناس ولی وقتی این کلیت مردم را خرد میکنیم به اقشار و افراد بسته به اینکه خودمون کجا قرار گرفته باشیم نگاه ها مون متفاوت میشه

دقیقا مهمترین دلیل انتقاد از عملکرد برخی پزشکان حساسیت شغلشونه و این که با جان انسان سر و کار دارند

در مثالی که از رگ گرفتن زدم خدمتتون من می فهمم که آن شخص باید کار کنه تا یاد بگیره، مشکل من خونرویزی نبود بلکه نحوه برخورد و رفتار کسانی بود که آنجا بودند و این رفتار اصلا نشون نمیداد که برای کسی که زیر دستشون هست ارزش قائل اند

من نمیخوام از اشتباهات و بی مسئولیتی هایی که در حین کار پزشکی پیش میاد مثال بیارم در حالی که موارد موثق و لمس شده ای (و نه شنیده ها) در ذهن دارم که مثلا 30 سال هست زندگی یک خانواده و نه یک فرد را تاسف بار کرده و خب همچنان ادامه خواهد داشت ولی خب اینها در حد معقولی غیر قابل اجتناب هست و جزو حرفه پزشکی

فقط بیمارستان و شرایط اورژانس مد نظرم نبود بلکه در بسیاری موارد در مطب و ... همین روند اتفاق میافته ولی از طرفی اینطور نیست که نقطه مقابل عصبانیت و نگاه از بالا وادادگی و انفعال پزشک در مقابل بیمار باشه
ولی به قول شما وقتی پزشکان به این می رسند که برای صلاح بیمار بهتر رفتار خشک ، دستوری و از بالایی داشته باشند ناخواسته تبعاتش رو هم پذیرفتند این رفتاری نیست که منجر به ایجاد یک خاطره خوب از یک پزشک بشه و آدم بعدها بگه چقدر خوب بود بلکه حداقل در لحظه سبب ایجاد تنفر میشه و البته که می دونم در مقام عمل کار چقدر سخته

الان تقریبا دیگه عادت شده که برای یک مشکل به چند پزشک مراجعه و بعد تصمیم گرفته بشه چون واقعا بعضی اوقات تشخیص ها با هم متفاوت هستند

باز هم تاکید میکنم عمده حرف من در مورد همان پزشکانی هست که الان دوره طرح و ... تموم شده با همسرشون در یکجا زندگی میکنند و درآمد بسیار خوبی دارند - بنده هم حساسیتی روی مبلغ درآمدشون ندارم - ولی تمام اینها حاصلش این نشده که بسیاری اگر مریض میشن با خیال راحت به پزشک مراجعه و اعتماد کنند
آقای امیر

ممنون از نظر و توضیحاتتون.

یک نکته ای را باید در نظر بگیریم. معضلات درمانی و ارتباط بین بیمار و پزشک در ایران متاثر از هزاران عامل است. فرهنگ عمومی جامعه، وضعیت سیستم درمانی، بیمه ها، مشکلات اقتصادی مردم و غیره... شما این مشکلات را در بخش های دیگر هم می بینید اما در این فضا مساله بسیار بحرانی می شود.

دغدغه اصلی من ایسنت که در این میان بازنده اصلا مردم هستند نه پزشکان. پزشکان نقش ارائه دهنده خدمت را ایفاء می کنند و مردم دریافت کننده خدمت. اگر به هر دلیل این رابطه دچار مشکل شود آمار مرگ و میر و یا درد و رنج مردم بالا می رود. پزشک هم مانند دیگر افراد جامعه یک انسان است که اگر فشار بیش تری به او وارد شود عملکردش مختل می شود. اگر شما از پزشک متنفر شوید و به او اعتماد نکنید این شما هستید که متضرر می شوید. اگر این رفتارها ادامه پیدا کند مردم آسیب می بینند.

باز شدن این کلاف تو در تو نیازمند شاید نیازمند فرهنگ سازی باشد. اینکه مردم دید واقعی تری نسبت به رشته پزشکی پیدا کنند و تنها زیر میزی و برخی تخلفات را نبینند. رفتارهای مناسب را یاد بگیرند و به پزشک پیشنهاد درمان ندهند. سیستم درمانی نیز به شکلی عمل کند که فشار کمتری روی پزشکان باشد تا عملکرد بهتری داشته باشند. اما مردم ما رویکردی طلبکارنه دارند و فکر می کنند این پزشکان هستند که محتاج پول ویزیتشان هستند.

خواهر من ترجیح می دهد برود در یک مرکز زیبایی بوتاکس تزریق کند و درآمد بسیار بیشتری از جراحی داشته باشد، تا در بیمارستان کار کند. با ادامه این هجمه نسبت پزشکان، آنها به شغل هایی به جز رشته اصلی خودشان روی می آورند و جامعه با کمبود پزشک متخصص و فشار چندین برابر به سیستم درمانی مواجه می شود. همین حالا برخی از تخصص ها مثل جراحی کودکان تعداد رزیدنت ها به شدت کاهش یافته. افراد حاضر نیستند این رشته ها را انتخاب کنند.

من مطمئن هستم که اگر رفتارهای عمومی مردم و نهادهای دولتی بر اساس پیاده سازی یک سیستم درست درمانی تغییر کند، رفتارهای پزشکان هم بسیار تغییر می کند. نمونه کوچک آن خاطره طرح ازمایشی خواهرم در شهر دیوان دره کردستان بود که بسیار از برخورد پرسنل درمانی و مردمش تعریف می کرد و انجا آرامش بیشتری داشت.

امیدوارم مشکلات جامعه ما در آینده نه چندان دور حل شود و فرهنگ عمومی کشور با آموزش بهبود پیدا کند.

سلام
آقای ح، هولوگرافی یعنی چی؟ سرچ هم کردم اما درست متوجه نشدم!
پاسخ:
سلام. اینجا را ببینید:
http://philosophycommons.typepad.com/flickers_of_freedom/2014/08/holography-and-the-holographic-principle-or-why-physics-might-entail-some-new-reasons-to-take-mind-b.html
سلام
از همه دوستان خواهش می‌کنم حتی‌المقدور نقد اثر(هر اثری) را از نقد پدیدآورنده جدا کنید. بین این دو تمیز قائل شوید و اگر قائل هستید سعی کنید در نقدتان نمود داشته باشد.
دقت در این مهم باعث ارتقاء سطح نقد و برد تاثیرش می‌شود.
با بی‌دقتی در این خصوص انتقاد درحدِ یک دعوای دوطرفه تنزل می‌یابد.
بنده مدتی در بیمارستان یکی از بانک‌ها بستری بودم و همسرم در یک بیمارستان خصوصی! (با توجه به داشتن بیمه تکمیلی فقط شخص پزشک معالج در انتخاب بیمارستان برای ما تعیین کننده بود نه هزینه درمان)
از قضا بیمارستان دولتی از نظر رسیدگی و برخورد پرسنل و کادر درمانی و... به مراتب بهتر از بیمارستان خصوصی بود.
در هردو ظاهرا مدیریت نقش ویژه ای داشت. می‌گفتند مدیر آن بیمارستان دولتی حتی در گزینش پرسنل هم نظرش را اعمال می‌کند.

از کیفیت درمان و از همه چیز بگذریم این جالب بود که آقای پرستار موقع تزریق دارو به من هر دفعه سه بار حلالیت می‌طلیبد و می‌گفت"می‌دونم خیلی درد داره ببخشید ایشالا خیلی زود مرخص میشی" طوری که پیش خودم میگفتم این با این هیبت به درد بخش اطفال میخوره.
و پرستار بیمارستان خصوصی در جواب درخواست بیمار "لطفا اگه میشه این دمپایی ها رو بزنید جلو" چنان دعوایی راه انداخته بود که "مگه من این همه درس خوندم که جلو پای تو کفش جفت کنم؟! و... و..." کار به رئیس بیمارستان کشید و بعد از شکایت، رئیس مجبور به عذرخواهی شد.
جالب‌تر اینکه بعد از ترخیص وقتی برای گرفتن مدارک جهت ارائه به بیمه مراجعه کردم برگه نظرسنجی دیدم که کارکنان بیمارستان خصوصی از طرف بیمار پرکرده بودند و به خدمات خود بالاترین نمره را داده بودند.

البته در هر دو مورد تحمل رنج حضور! در بیمارستان چنان حال اضطراری در ما ایجاد کرد که خداوند توجهی فرمود.
بیشتر چون شما که فوق دکتری دارید  این متن رو نوشتید متاسف شدم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی