حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

وصف الحال پاییزی ...

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ

" توی کوچه ها، یه نسیم رفته، پی ولگردی/ توی باغچه ها، پاییز اومده، پی نامردی/ توی آسمون، ماه دق میده/ ماه دق میده، درد بی دردی/ پاییز اومده، پاییز اومده، پی نامردی/ یه نسیم رفته، پی ولگردی/ تو شب سیاه، تو شب تاریک/ از چپ و از راست، از دور و نزدیک/ یه نفر داره، جار میزنه، جار/ آهای غمی که، مثه یه بختک/ رو سینه ی من، شده یه آوار/ از گلوی من، دستتو بردار .... "

حسین منزوی ..

.

.

  • ۹۶/۰۷/۰۳
  • ح.ب

نظرات  (۱۸)

در طیف عارفانه ای پاییز !!!!!
چیزی نیست فقط اول پاییز است و غلبه بی رحمانه سودا بربدن ... 
پاسخ:
همان که "چیزی نیست .. "
یا فارج الهم و کاشف الغم...
پاسخ:
یا مبدل السیئات بالحسنات ....

دوست داشتنیه پاییز
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
چون کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
یک جوان محب خدمت امام جواد علیه السلام رسید وعرض کرد:
حالم خوب نیست،ازمردم خسته شدم،تهمت،غیبت و... چه کنم؟
بریده ام،نفسم در این بلاد بالا نمی آید
امام جواد علیه السلام فرمود:
به سمت حسین فرار کن

شعشعة الحسینیه،جلد۱ صفحه ۵۰
#محرم
پاسخ:
ممنون. عالی ست
حبذا...

پاسخ:
و قلبٌ ازهرُ، اجرد ... 
اینکه یک روز پاییزی ..وسط ماه محرم ..دلت از عالم و ادم گرفته باشد ..و سر از اینجا در بیاوری..بی شک بی دلیل نیست ...
التماس دعا..
همین..
پاسخ:
به قول بایزید بسطامی : "دَع نفسک و تعال ... " 
  • همکاری در فروش
  • خیلی باهش حال کردم افرین
    همچو راهی متروک
    کز میان خس وخاشاک بیابان شده گم....
    سلام مجدد.پست آخر حذف شده یا برای سیستم من مشکلی پیدا شده؟آمده بودم کامنت پرواز را دوباره بخوانم.حواسش خیلی جمع بود و بهش غبطه خوردم.من اما زیاد حالم خوب نیست.نسل جوانمان چقدر باهم توفیر دارند.یکی میشود پرواز...یکی دیگر را که می بینم یا می خوانم یا معاشرت میکنم می بینم زندگی را پوچ که نه حتی بدتر فرض می کند و ...نمیدانم چطور بگویم فقط روی قلبم سنگینی میکند و.. 
    پاسخ:
    حذف کردم. تمام پست های "از نو برایت می نویسم" را 
    چرا آخه؟! هرروز سر میزنم به اینجا که شاید از نو برایت مینویسم نوشته باشید.
    هروقت اتفاق مشابهی برام می افتاد بهشون فکر میکردم و حتی دوباره میومدم میخوندم که اون لحظه چه فکری کردید چطور اون شرایط رو تحمل میکردید.
    لحظه رفتنتون از ایران و تنهایی توی آمریکا و کنار اومدن با آدمایی که خیلی باهاتون فرق داشتن و دووم آوردن تو یه محیط بیگانه، عوض نشدنتون، دوباره برگشتنتون به ایران. قرار بود همه ی اینا رو بیشتر توضیح بدید حتی.
    چرا پاک کردید؟!

    پاسخ:
    سلام. دلایلش بماند .. 
    نههههههههههه.مطالب اینجا رو حذف نکنید.خیلی نکته های ظریفی توی خاطرات گفتین.خواهش میکنم برشون گردونین.این وبلاگ رو من هروقت حال روحی م بد باشه بهش پناه میارم.ازش نکته می گیرم.روحم یه صفایی پیدا میکنه.راستش من بلد نیستم خوب توصیف کنم.نمی خوام از شما زیادی تعریف بشه طبق حدیث نبوی مضمون به اینکه هرکس که زیاد ازش تعریف بشه هلاک میشه...همچین چیزی...غرور و این حرفها...میدونم اختیار اینجا دست خودتونه.ولی ازتون خواهش میکنم قلمتون یه ظرافت عجیبی داره که مثل موسیقی بجان ادم میشینه...من غربت بودم نه به سختی شما ولی خیلی سخت..وقتی میخونمتون خیلی اون صفای روحی که از تنهایی و غربت توی وجودتون بوده رو درک میکنم.
    پاسخ:
    طبق همون حدیث نبوی حذف ش کردم ..
    به عنوان یه خواهر بزرگتر بهتون میگم خیلی بد هستید.با ما اینکارو نکنید.ما حق خوانندگی داریم در این صفحات.😥😥😥

    کاش نمی کردید این کار را!!! نمی دانم شاید،...نو شدن حالها رفتن این کهنههاست... اما... نو ز کجا میرسد کهنه کجا میرود...

    وقتی پرواز براتون نوشت که از مرور خاطرات آمریکای شما به این نتیجه رسیده که حالا که یک عده دارن چنین سختی رو میکشن او ننشیند و به قدر وسعش تلاش کند و من خودم با خوندن کامنت پرواز تازه به اهمیت این موصوع پی بردم و...خیلی های دیگه که نمی نویسن براتون...به نظرم اثر را بگذارید به عهده او که اثرگذارنده اصلی هست.خیلی از شما در این مورد کاری برنمیاد.شما اونچه وظیفه تون هست رو انجام بدین.نمیدونم.من که خودم حساب نویسنده رو از نوشته ش جدا میکنم.چه بسیار نوشته های ارزشمندی که نویسنده خودش انچنان عامل به نوشته هاش نیست.حبذا من چطور میتونم یک کپی از وبلاگتون داشته باشم تا همشو نترکوندی؟بهم یاد میدین؟
    پاسخ:
    به زودی در این خصوص می نویسم ... 
    چرا حذف کردید برادر؟
    پاسخ:
    توضیح می دهم در پست بعد
    الان ما باید چی بگیم؟؟ 
    میایم سر میزنیم که جدید بخونیم همون قبلی ها رو هم نمیبینم! 
    چرا واقعا؟! 
    پاسخ:
    سلام :)
    سلام و رحمت خدا .. 
    و اختیارِ بندگان خدا... 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی