حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

شب خانه روشن می شود، چون یاد نامت می کنم ...

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۱۳ ق.ظ

اوّل زبانست که باید ساکت شود. کلمات خودشان را در سکوت طوری دیگری به انسان می نمایند. و مفاهیم از کالبد کلمه خارج می شوند. سپس ذهن است که ساکت می شود. تا تصاویر در جای خودشان بایستند و جریان سیّال و جوشان ذهن خاموش شود. به قول زنون،‌ ذهن ما از سکونات متعاقب مفهوم حرکت را انتزاع می کند. باید سال ها در این سکون ذهن ماند، تا قلب انسان ساکت شود. که احساس، مسیر خودش را پیدا کند. و برسد به آن وحدتی که ابن عربی می گوید. اینجاست که عشق می جوشد. که رنگی است انگار فرای رنگ ها. همان که مولانا را بی تاب می کند،‌ شمس را نادره ی گفتار می گند و ذهن و زبان را به تسخیر قلب در می آورد. من مدّت ها شعر مولانا را نمی فهیدم. هم کلمات ش را و هم جریان ش را. جوشش او را توهّم می دانستم. شمس را هم. که می گفت: "من به رقص به خدا رسیدم". حالا مدّتی است از دور آن ها را احساس می کنم. و عشق را دوباره می فهمم .. 

.

.

مشرق و مغرب ار روم/ ور سوی آسمان شوم/ نیست نشان زندگی/ تا نرسد نشان تو/ زاهد کشوری بدم/ صاحب منبری بدم/ کرد قضا دل مرا/ عاشق و کف زنان تو/ صبر پرید از دلم/ عقل گریخت از سرم/ تا به کجا کشد مرا/ مستی بی امان تو ... 

  • ۹۷/۰۵/۱۴
  • ح.ب

نظرات  (۷)

  • واقعیت سوسک زده
  • خدا رو شکر :)
    چقدر سخت!

    باشه که خستگی رهاتون کنه و بیشتر بنویسید که نوشتن لازمیم.
    پاسخ:
    ان شاء الله
    🙄 این چه کاری بود که شمس با دختر مولانا کرد اخه؟ این مسلمونیه؟ 
    بعد یه جای دیگه اش اینه که دقیق یادم نیست از کدوم یکی از ائمه هست که ادم مؤمن نباید خودش رو در معرض تهمت قرار بده. بعد مولا میگه برو واسم شراب بخر که فقط به مولانا اینو یاد یده که حرف مردم مهم نیست؟ 

    پاسخ:
    اقوال در این خصوص بسیار است و قضاوت دشوار. بدگویان شمس شاید اغراق کرده اند در تاریخ. 
    ولی آنچه از شعر و نثر از شمس و مولوی برجای مانده اصلا طبیعی نیست و ماورایی است. 
    آن جمع درخشان آن دوران، نظیری در تاریخ شاید نداشته است. شمس، مولانا، این عربی. فخر رازی ..
    سلام
    بین شمس و مولانا اگر یکی حضور نداشت ، دیگری میتونست در غیابش این مسیر رو به تنهایی طی کنه ؟ درواقع سوالم این هست که ما برای طی کردن این مسیر حتما نیاز به یک شخص سوم داریم ؟
    پاسخ:
    سلام
    شمس که خود پیر طریقت بوده است و پیش از مولانا طی عوالم کرده. اگر سوال اینست که مولانا بدون شمس به این مراتب می رسیده است، باید عرض کنم که نمی دانم. که فرمود ان فی ایام دهرکم نفحات! الا فتعرضوا عنها 
    بعد از مدتها متنی امیدوارکننده و بر خلاف جهت قبلی ها .

    عالی بود . 
    در راه رسیدن به معبود ، هر مسیری که طی کردنش وابسته به شخص سوم باشه برای من ملال انگیزه ! مسیر مولانا هم برام جذابیتی نداره اما برعکس شیخ فرید الدین از نظر من بینظیره ، ( خالقا بیچاره راهم تورا ) از خدا طلب دوست برای همراهی مسیر میکنه خیلی محکم میگه چشم سومم رو باز کن خودم تنهایی میام :))
    گر تو را ان چشم غیبی باز شد ، با تو ذرات جهان هم راز شد ، البته من دوست دارم اینطوری فکر کنم راجع به عطار شاید هم اشتباه میکنم .در نهایت اینکه هر کسی هر راهی رو که دوست داره انتخاب کنه فقط مقصد فراموش نشه .
    پاسخ:
    اینکه قائم به شخص ثالثی باشد اشتباه است. والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا .. 

    خوشا به حالتان موفق باشید در این مسیر عاشقی...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی