حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

حبذا ...

از مقامات تبتّل تا فنا .. پلّه پلّه تا ملاقات خدا ..

مشخصات بلاگ
حبذا ...

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلّاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع
الهی اذقنی طعم عفوک یوم لا
بنون و لا مال هنالک ینفع
...

بایگانی
پیوندها

بود کیش من، ماتِ او ..

دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۴۱ ق.ظ

حالا که این روزها همه می نالند از شرایط،‌ از قیمت دلار و ضیاع و عقار، من راستش از سرخوشی پُرم. در بلا هم می چشم لذّات او/مات اویم/مات اویم/ مات او. آنها که پارسال اشتباه کردند و دنبال دنیا راه افتادند و بیست و چند میلیون رای به دنیا دادند، حالا همان ها دارند اشتباه بزرگ تری می کنند و ضجّه می زنند برای دنیایشان. که شاید روزنه ای باز شود و از همان مسیر اشتباهی که آمدند بتواند به مقصد و مقصودشان برسند. نمی دانند که باید بازگردند. نمی دانند که هرقدر در این مرداب دست و پا بزنند، بیشتر فرو می روند. کز کشیدن تنگ تر گردد کمند. نمی دانند که سرنوشت محتوم ملّت ایران اینست که تنها خدا را بجوید وگرنه به لعنت دین و دنیا می رسد. و اذکر اسم ربّک و تبتّل الیه تبتیلاً .. و تنها اسم پروردگارت را یاد کن، و از غیر او منقطع شو. خودت را بسپار به آغوش او. همانست که بازمیگرداند آنچه که به ظاهر از دست رفته است. یا رادّ ما قد فات. و ای بسا بیش تر .. 

.

.

چقدر خوشحالم که به ایران بازگشتم. چقدر خداوند لطف کرد که راه را بر من گشود. چقدر رحمت بود فاصله از آن ضلالت محض. دوست دارم اینجا سال های سال بمانم و کنار نفوس پاکی که اینجا هست زندگی کنم. دوست دارم زحمتِ عین رحمت ِ اینجا را به آسودگیِ عذاب آور آنجا. "من دوست دارم از تو شنیدن را/ ای جلوه ای از به آرامی .. من دوست دارم از تو شنیدن را/ تو لذّت نادر شنیدن باش/ تو از به شباهت/ از به زیبایی/ بر دیده ی تشنه ام/ تو دیدن باش ...

.

.

  • ۹۷/۰۶/۱۲
  • ح.ب

نظرات  (۴۰)

سرنوشت محتوم مردم ایران اینه که فقط خدا رو بجوین؟! توی کدوم‌ لوح نوشته این سرنوشت رو؟ 
پاسخ:
فسئلوا اهل الذکر ...
چقدر خوب و تکان دهنده می نویسی.خیلییی خوبی.کاش میشد از نزدیک ببینمت.این شخصیت پشت این نوشته ها حتما کلی حرف برای کفتن داره.کاش مثل تو میشدم.
در این جهان پهناور تنها مردم ایران هستند که سرنوشت محتومشان اینست؟ شگفتا!!! شما خوشحالید از اینکه به ایران بازگشتید چون تفکرات داخل ایران به آدم حالت سرخوشی عجیبی میده. مثل خیلی از آدم ها با تفکرات متفاوت در جاهای دیگر دنبا که از درد کشیدن لذت میبرن. فکر می کنند زندگی یک جور خودآزاری و دیگر آزاری مزمن هست و تنها لذت زندگی همین درد است و بس. شما هیچ وقت درد دنیا نداشتید به همین خاطر حال مردم رو درک نمیکنید. زندگی بالای پارک وی با پایین آن تفاوت های زیادی داره. زندگی یک کارمند عادی با مدیر یک سازمان تفاوت های زیادی داره. وقتی حداقل های زندگی رو نداشته باشید نمی تونی به حداکثرهاش فکر کنید. 

مردم ما هویتشون رو گم کردن و  به همین خاطر بی دلیل دنبال ظواهر دنیا میگردن. چیزی که در خیلی از همین کشورهای غربی که شما اسمش رو ضلالت محض میگذارید بسیار کمرنگ تره. ایکاش، واقعا ایکاش، این گروه مذهبی جامعه ما به جای این شعارهای خالی و خیالی یک راهکار عملیاتی برای حل مشکلات کشور ارائه میکردن. به جای گفتن اینکه اگر به آغوش خدا برگردین یهو همه مشکلات اقتصادی و سیاسی حل میشه و ما بهتر و با آرامش بیشتری میتونیم به بدترین شکل و دنبا طلبانه ترین ممکن مملکتتون رو بچرخونیم و سرمایه هاتون رو غارت کنیم، یک حرف منطقی و اتفاقا دنبا طلبانه میزدن که حداقل مردم اینهمه زجر نکشن. من خیلی وقته برای شما نمینویسم چون میدونم از شما به جز شعار حرف منطقی ای نخواهم شنید. 

اگر مردم به آقای رئیسی رای داده بودن معجزه ای رخ میداد و اثرات اینهمه سال سو مدیریت یک شبه از بین میرفت آنهم از طرف افرادی که نه سواد و لیاقت کافی دارند نه حتی درد مردم رو میفهمن. شاید هم در شهادت بهتر گشوده میشد و مردم سریع تر به آغوش خداوند بر می گشتن و این همان راهکار بهینه آدم های حزب اللهی جامعه ماست. ایکاش جهت سخنتون رو به جای مردم به سمت بدنه نظام و اتفاقا گروه مذهبی اش میچرخوندین که اینهمه شعار ساده زیستی و از دنبا گذشتگی دادند و کاملا برعکسش عمل کردن. 

پاسخ:
سلام.

جالب است که وقتی خط به خط پیش بینی های سال گذشته ی ما محقق می شود و مخالفینِ شرمنده ی ما این روزها یا عذر می خواهند یا دست کم ساکت هستند،‌ شما ناگهان آمده اید طرف ما ایستاده اید و حرف های سال گذشته ی خود ما را به عنوان نصیحت! به ما می نویسید و بعد هم با جسارت می نویسید "از شما به جز شعار حرف منطقی ای نخواهم شنید". 


رفتی اونور دنیا مدرکتو گرفتی، حالا برگشتی مدرک ضلالت رو زدی تنگ رانت خانوادگی ماهی خدا تومن پول میگیری، میخواستی سرخوش نباشی؟
کنار نفوس پاکی؟! خدا قوت
پاسخ:
من سالانه اینجا به اندازه ی حقوق یک ماه کار تخصصی ام در آنجا را هم نمیگیرم ...
.
پیش از آنکه دیر شود دیوان خود کنید ..
.
.
والعاقبه للمتقین
خوش بحالتون که جهان بینیتون باعث شده توی هر شرایطی فقط خودتون و جریان فکری متعلق به خودتون و موفقیت ها و ناموفقیتهاش رو ببینید و بقیه مردم براتون جز خش و خاشاک ارزش دیگه ای نداشته باشن.. خوش بحالتون که انقدر وارسته اید که تو این شرایطی که بیم افزایش فشار و تنش روی قشر ضعیف وناتوان جامعه هرروز بیشتر میشه -قشری که نه اونقدرا سرمایه‌داره که بتونه در بره از این وضع، نه مثل آقازاده ها تحصیلات عالیه از دانشگاه های معتبر آمریکا و انگلیس به لطف سهمیه های متعدد مالی و معنوی- فقط دلتون پر خوشیه بابت اینکه فکر میکنید جریان فکری تون درست بوده و این ها همه اثباتی است بر حقانیت شما. خوشا به حالتون که هر روز و هر لحظه چهره بیمارای تو بیمارستانها که احتمال داره بخاطر این اوضاع شرایطشون از اینی که هستم بدتر بشه مانع حال خوبتون نمیشه. خوشا به حالتون که یا سوار مترو نمیشید یا اگر میشید انقدر غرق حال خوبتون هستید که افزایش فقر رو بخاطر اینکه یک روزی یک جریان فکری، فکر کرد که تحریم فقط کاغذ پاره ست و راه حق از پشت پا زدن به تمام مسیرهای ارتباطی ولو عقلانی با دنیا میگذره، نمی‌بینید.
واقعاً به حال خوبتون غبطه میخورم!!!
پاسخ:
و العاقبه للمتقین!
  • واقعیت سوسک زده
  • داستانی است از معصوم که قطعا شنیده اید ، اینکه قحطی امده بود و ایشان مایحتاج زندگیش را فروخت تا روزانه مثل مردم عادی و با همان قیمت خرید کند . در حکومت جباری که حق امام را باطل کرده بود . 
    شنیده اید یکی از امامان ما در شرایط سخت مردم سرخوش باشد که حالا که من امام را گذاشتند کنار این بلا سرشان امد ! 
    نه 
    بله ، العاقبه للمتقین . و قطعا از مصادیق تقوا انتخاب کلماتی است که بکار می بریم . 
    اینکه دولت حاضر و جناح پشتش خون به جگر ما کردن درست ، اینکه مردم با علم به اینکه روحانی داشت دروغ می گفت و مردم باز به خاطر دنیا بهش رای دادند هم درست من همان موقع هم نوشتم مردم ایران چوب این انتخاب را می خورند ولی قرار نیست سرخوش باشیم ! 
    چه اینکه جناح مخالف هم همچین گلی به سر مملکت نزده است که هیچ مردم را از هر چه اسلام و حکومت اسلامی زده هم کرده . ضربه ای که جناح مدعی اصول گرایی به کشور زده بیشتر از ان یکی نباشد کمتر نیست . چه اینکه اینها اگر دنبال دنیا بودند که بودند و همه هم میدانستند ولی انهایی که با ظاهر سازی و زیر زیرکی دنیاشونو تامین کردند چه . جناح اصول گرا خودش در این میانه مقصر است چون کسی را نهایتا معرفی کرد که هر چقدر صالح و درست تخصص ریاست جمهوری نداشت و خودش باعث ریزش ارا شد . 
    سرخوش نباشید پس واگر هستید به روی دیگران نیاورید این به تقوا نزدیک تر است که از غم مردم شاد نباشیم .

    پاسخ:
    متاسفم که اینطور فهمیده اید نوشته را ...
  • واقعیت سوسک زده
  • اگر میگفتید متاسفم که طوری نوشته ام که اکثرا این برداشت را داشته اند بهتر بود .

    پاسخ:
    "اکثرا" !؟؟ بر چه مبنایی
  • واقعیت سوسک زده
  • بر مبنای کامنتهای گذاشته شده براتون خب :/

    پاسخ:
    نمونه هاتون ٤ نفرن 
    روی این تعدا نمونه خیلی عجیبه اینطور قاطع نظر دادن
    سلام 
    کاملا درست گفتین که مردم رای اشتباهی دادند اما من دارم فکر میکنم که طی این سالها افرادی بودند که از فساد این آدم مطلع بودند اما هیچی نگفتند تا به وقتش .به نظرم اشتباه آ دمهایی که سکوت کردند اگر بیشتر از مردم نباشه کمتر نیست . اصلا حبذا ما سالهاست روی یک دور باطل داریم می چرخیم اگر فلانی رای بیاورد / نیاورد ، ما خوشبخت / بدبخت میشیم .ولی یک جریان فاسدی وجود داره که این آدمها رو میاره بالا ، مثل یک مهره ازشون استفاده میکنه بعد که وظایف محوله رو انجام داد، تازه پرونده هایشان را رو میکنه و بعد هم کیش و مااات !! ما باید انگشت اعتراضمون رو بگیریم سمت این جریان فاسد نه فقط یک عضو کوچک از ان 
    پاسخ:
    سلام

    اشتباه مهم را آنها کردند که ملاک و معیار مردم را مادیّآت قرار دادند. ماجرا اینست کم کم کمیّت بالا گرفت/ جای ارزش های ما را عرضه ی کالا گرفت ... 
    والا من که یه نفرم.
    در ضمن مثلا فک میکنی دوبار کامنت بذارم که چیو ثابت کنم؟ به کی؟
    مثلا درجه مقبولیتت بیاد پایین؟ یا بگم مخالف زیاد داری؟
    یا کیهان زیاد میخونی یا زیاد پای حرفای استاد رائفی‌پور نشستی.
    .
    .
    والعاقبة للمتقین!
    پاسخ:
    این موضوع به کرّات در این وبلاگ اتفاق افتاده. از آنها که اینکار را می کنند بپرسید چرا چون می کنند .. 
  • واقعیت سوسک زده
  • تعداد کامنت ها را هم لحاظ کنید بد نیست البته !
    پاسخ:
    همین کنار نوشته ١١٣ نفر فقط امروز این مطلب رو ددیدن! ٤ تا کامنت نماینگر حند درصد این مجموعه است؟
    حرفتان قبول ولی کاش شفاف تر بود که از رنج مردم خوشحال نیستیم. تنها امیدواریم ولی در عین حال از گرونی و نداری و هزار بیچارگی مردم غمگینیم. اندوه در عین امیدواری.
    پاسخ:
    ممنونم از توضیح! 
  • واقعیت سوسک زده
  • نه خب ملاک نظر خواننده های خاموش هست ، من قانع شدم !
    پاسخ:
    جامعه ی آماری برای اینکه شما بتونین یه گزاره صادر کنین مهمه. باید همگرا بشه با یک تلورانسی. بگذریم. 
    @ واقعیت سوسک زده
    ما خاموشیم حکایت ما حکایت مادری است که فرزندش دارد در آتش جلوی چشمانش میسوزد و خفقان گرفته بغض راه گلویش را گرفته نمیگذارد صدایش دربیاید اصلا صدایی ندارد بعد دارد مشت مشت به اتش شعله ور سوزنده خاک پرت میکند تو فکر کن چه زجری ست چه زجریست این خاموشی
    جاده اما ز همه کس خالیست ریخته بر سر آوار آوار....
    و حتی سرنوشت نهایی حتمی بشریت اینه که از همه‌چی ببره، جز خدا. 
    الان ما به طرف خدا برگشتیم؟مصداقش کجاست؟شما واقعا حالت خوبه الان؟خداروشکر...یک نفر هم حالش خوب باشه بالاخره به اندازه یک نفر ارزش داره...چرا شما فکر می کنید که ما هم حتمن مثل شما فکر می کنیم نهایت برجام تقصیر روحانی و تیمش بود و نه تقصیر اینهمه نهادهای قویتر از دولت که تا تونستند آتش اختلاف رو شعله ورتر کردند؟خیالتون راحت باشه ما دنیا طلبان دیگه پشت دستمونو داغ کنیم که بیاییم رای بدیم.دولت هیچکاره هست.رای برای چی؟از انتخابات بعدی رییسی و علم الهدی و امثال احمدی نژاد میان همینطور میریم بسوی خدا و دیانت مثل همه چهل سال گذشته....فقط دعا کن یکدونه از اون فضاهای ضلالت به ما اجازه بده بریم اونجا نفس بکشیم.و در فساد غرق بشیم.روزی میرسه که باید پاسخ اینهمه شعار تقوا رو بدین.اونروزی که ازتون میپرسن مصداق تقوا کی بود و چی بود؟اگه مصداق حرفهای قشنگ مثل حرفهای شما باشه که خب شما و رهبرتون در صف اول متقین هستید.اگر هم مصداق مسئول بودن در قبال مقامیست که گرفتین اون رو خدا باید قضاوت کنه که لیاقت این مقامات رو دارید یا نه...در ضمن از این آماری که میان وبلاگتون رو میخونن شاید یک نفر یا چندنفر عزیزی دارن که بخاطر تحریمهای مقدسی که ما دچارش هستیم داره با مرگ و درد دست و پنجه نرم میکنه و دارو بهش نمیرسه و خوب نمیتونه از نفس پاک شما پیام الهیتون رو دریافت کنه.مراقب فهم اون آدم هم باشید.
    پاسخ:
    الحمدلله رب العالمین ..
    من دقیقا کجا کنار شما ایستادم؟ من هیچوقت کنار این جناح بندی های سیاسی نمی ایستم. در نگاه من، من و شما و ایشانی وجود نداره. برای من هیچکدام از این سیاستمداران با ارزش های تو خالی و تشنه قدرت شون اهمیتی نداره. برای من فقط مردم مهم هستن، چون خودم رو از جنس مردم میدونم نه بدنه نظام و قدرت. برای من رئیسی مثل تیر خلاص بود و تکلیفش از ابتدا روشن، دولت روحانی شاید اندک امیدی بود به اصلاح. 

    پیش بینی های شما از طریق امدادهای غیبی محقق نشدن بلکه گروهی تمام تلاششون رو کردن که این پیشبینی ها محقق بشن و حالا سرمست و خوشحالند که ما به قیمت ویرانی مملکت پیروز شدیم. شما طوری صحبت می کنید که یک سو راه پیشرفت و استقلال بود و یک سو راه وابستگی و بدبختی و مردم به وابستگی و بدبختی رای دادن. نه هر دو راه به بدبختی و بیچارگی مردم میرسید فقط یک راه درش بدبختی فضیلت بود و لطف الهی و در دیگری ناکارآمدی دولت. مردم ترجیح دادن حداقل بدبختی هایشان فضیلت نباشد و بتوانند از دولت سوال کن و اندک امیدی داشته باشن. 

    واقعا تعجب میکنم از حرف های شما. اصلا درد مردم رو ندارین. تمام نوشته های شما حول محور خودتون به عنوان تنها موجود مهم و البته متصل به حق و چشمه زلال ایمان میچرخه. ایمانی که درش هیچ رنگی از درد، دلسوزی و شفقت برای دیگران دیده نمیشه. شما مثل قماربازی هستید که فقط براتون برنده شدن اهمیت داره و هیچ اهمیتی نمیدین که توی اون قمار چه چیزهایی رو آدم ها میبازن. برای من این ایمان نیست و آدم های متقی ذهن من این شکلی نیستند. 

    اینکه برگشتید به ایران ارزشمند است ولی حتی در این رفتارتون هم آدم رنگی از درد مردم رو نمیبینه. البته اینها به خودتون ربط داره و برای من مهم نیست که شما با زندگی تون چه کار میکنید. در نظر من اینها فقط شعار هستند نه حرف های منطقی. 
    حرف های ما ادم ها مهم نیست دایان جان فهمش هم مهم نیست من که هیچ مرحبا به خواهرم که وقتی 4 ماهه توی هوای اهواز داروی تنگی نفس بچه اش پیدا نمیشه منتظره تا از امریکا یکی بیاد تا براش دارو بیاره مردانه تر از خیلی از دولت مردان قدر مرد(به زعم خودش ان) وای میسه جلوی شاگرداش از هویت نظام و کشورش دفاع میکنه هویتی که از اسلام به باد رفته و جامعه مذهبی ما در سکوت مرگبار سرشون رو توی نکبت خودشون فرو بردن
    باور کن ما سکوت میکنیم و لی سکوت به معنای عدم تلاش نیست چه ما که به ریسی رای دادیم میدانستیم دولت ریسی هم مدینه فاضله نخواهد بود
    ما اصلا حالمان خوش نیست هیچ دل خوشی نیست کجا دل خوش است وقتی هم وطن در تنگنا دست و پا میزند بهتر است صبور باشیم الان زمان کباده کشیدن برای هم نیست لااقل اگر نمیسوزیم اگر آب سرد بر  اتش نیستیم  هیزم هم نگذاریم فردا روز باید در محضر بزرگتری پاسخ گو باشیم
    "
    رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :
    مَن نَظرَ إلى ما فی أیْدی النّاسِ طالَ حُزنُهُ ، و دامَ أسَفُهُ .

    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر که چشمش به دست مردم باشد، اندوهش دراز و افسوسش پایدار شود .

    محل نظر خدا به قلب  ها و نیت هاست , وقتی خدا دید این دل توجه ندارد به اونچه نزد خلق است, اراده ی اوست که روز به روز اوضاع رو بهتر و عالی تر و آسون تر کند و عکس ا ش هم مشیت دیگری است. اگر علم فعلی خدا خبردار بشه که دل ها جای دیگری تعلق و انتظار و توجه و دلبستگی دارند از همان مجرا نا امیدشان خواهد کرد.
    اونوقته که دیگه نه کاری به چیزی که دست دولته داریم نه علما نه بازاری ها و اداره جات  نه حتی همسرو شوهر و رفیق و پدر و مادر . توجه رو باید برد سمت مرکز

    فَلْیَکُنْ بما فی یَدِ اللّهِ أوثَقَ مِنهُ بما فی یَدِ غَیرِهِ .

    در بیابان طلب گرچه ز هر سو خطری است
    می رود حافظ بی دل به تولای تو خوش*

    "

    تمام این نوشته نقل قولی بود از یکی از بزرگان  که در تایید صحبت های نویسنده اینجا شیر کردم.
    اغلب هر پستی از اینجا خوندم یه جوری یه جایی تایید روایی ش به گوش و چشمم خورده
    انگار که نویسنده از خودش و نفس ش حرفی نمیزنه و در غیر اینصورت به دل نمی نشست.
    حتی اگر جمع کثیری هم مخالف باشند باز هم کثرت دال بر حقانیت نیست.
    یا علی

    به خانم م.ص

    سلام
    من غالبا کامنت های شما رو وقتی میبینم از حوصله و اعصابم خارجه که بخونمشون
    از این جهت بشدت سعه صدر نویسنده قابل تحسینه و روح بلند ایشون.این یکی رو خوندم

    تو چند خطی که نوشتید چققققدر قضاوت بود . آخه این همه قضاوت و برداشت چطور ممکنه ؟!!!! و مدام شخص رو خطاب قرار میدهید و اون هم از جهت منفی ش.

    اگر هم نقدی هست باید به حرف باشه نه به شخص.این همه جمع بندی و تهمت واقعا تعجب داره!!!ادبیات مطلق و قاطع و ...اصن آدم می مونه ..خیلی عجیب هستید خیلییی


    این پست واقعا قشنگ و شیرین بود و حس خوبی داشت.چجوری میشه آخه


    به taheri

    استانداردهای دوگانه شما واقعا قابل تحسینه شما از این نوشته لذت میبرید و اصلا مصداق قضاوت نمیدانید این جملات را " آنها که پارسال اشتباه کردند و دنبال دنیا راه افتادند و بیست و چند میلیون رای به دنیا دادند، حالا همان ها دارند اشتباه بزرگ تری می کنند و ضجّه می زنند برای دنیایشان. که شاید روزنه ای باز شود و از همان مسیر اشتباهی که آمدند بتواند به مقصد و مقصودشان برسند. "  که تقریبا یک برچسب بزرگ دنیا طلبی به 24 میلیون نفر زدن، ولی حرف های من مصداق کامل قضاوت کردن است. 

    بله من قضاوت میکنم. از روی نوشته های یک فرد و در مورد نوشته هایش قضات میکنم. وقتی در نوشته ای هیچ رنگی از درد و شفقت نمیبینم درباره این نوشته و نویسنده آن قضاوت میکنم. این مثل قضاوت نکنیم هم از این نکات جالب است. اصلا مگر میشود قضاوت نکرد؟ تمام برداشت های ما از زندگی ماحصل قضاوت های شخصی ماست. ممکن است قضاوت های اشتباهی داشته باشیم ولی همه قضاوت میکنیم. حداقل این شعار قضاوت نکنیم رو دیگر ندهید. یکم فقط یکم با خودمان صادق باشیم. وقتی میبینم یک نفر از نظر من اینقدر یکجانبه قضاوت میکند درباره نویسنده آن قضاوت میکنم. شما هم اینکار را میکنید. بله من با قطعیت زیادی حرف میزنم و این مشخصه فردی من هست. شاید هم صفت خوبی نباشد ولی این مشخصه من هست. قبول هم میکنم که اینگونه هستم و بی دلیل با شما بحث نمیکنم که نیستم. مشکلی هم ندارم که به من بگویید قاطع مینویسی.  

    نقد منفی را نمیشود مثبت نوشت. حرف را فرد مینویسد و ماحصل تفکراتش است. شما هم میتوانید من را نقد کنید و کلی قضاوت هم بکنید اگر درست بگویید قبول میکنم اگر هم اشتباه کرده باشید میگذرم. نمیتونم یقه شما را بگیرم که به چه حقی درباره من قضاوت کردی. اینجا یک فضای عمومی است و رفتارها و نوشته ها مورد نقد و قضاوت قرار میگرند. 

    یادمه چند وقت پیش که دوستان بحث رفتن از ایران رو میکردن من تو دلم شما رو تحسین میکردم که با وجود شرایط خوبی که اونجا داشتید برگشتید.
    یادمه گفتم زندگی فقط پول و خوشگذرونی هایی نیست که این روزها دارن به خوردمون میدن
    تقریبا تو تمام پست هایی که در زمان ایران نبودنتون اینجا نوشتید میشه غمی رو حس کرد که به پول ربط نداره. مثل اون پستی که از گذروندن محرم در اونجا نوشتید. که آدم واضحا میفهمه این "سرخوشی" ای که گفتید از غم مردم نیست!. جای تعجب داره اینطور جبهه گیری که اینجا دیده میشه..
    .
    .
    اگر جناب حبذا از اون دست آدم هایی بود که خودش کاری نمیکرد و حرف از دست به دامن خدا شدن میزد جای خرده گیری داشت. ولی از کامنت ها معلومه که میشناسید ایشون رو و عجیبه این برداشت ها واقعا..
    یک اصل ابتدایی وجود دارد که در خصوص مطالب ایشون تعدادی موافق و مخالف وجود دارد. افرادی که نگاهشون به نویسنده شبیه تر است ممکنه کاملا تصدیق کنند و افرادی که نگاه مشابهی ندارند مخالفت کنند. اینکه آدم ها با هم موافقت یا مخالفت می کنند دلیل بر حقانیت یا عدم حقانیت هیچ نوشته ای نیست. تنها دلیل شباهت یا تفاوت نگاه اون افراد با نویسنده است. بنابراین هر فردی میتونه قضاوت و نتیجه گیری خودش رو داشته باشه. در ضمن افرادی که این نوشته رو میخونن ممکنه آشنایی خیلی دور یا نزدیکی با نویسنده داشته باشن که خود همین آشنایی میتونه شدت مخالفت یا موافقت را بیشتر یا کمتر کنه. القصه... همه آزاد هستن نظرشون رو بدن و خیلی طبیعی هست که آدم ها در برابر ادعا هایی که می کنند مورد سوال قرار بگیرن. ممکنه من تناقض هایی را ببینم که شما نمیبینید یا شما ویژگی هایی مثبتی ببینید که من نمی بینم. در کل این موضوع که تمامی نگاه ما به جهان اطراف و باورها و اعتقادات و یا حتی حق و ناحقی که تشخیص میدیم وابستگی بسیار زیادی با ساختار ذهنی ما و حتی اختلالات روانی ما داره واقعیت ترسناکی هست که تقدس تفکراتمون رو کم میکنه. 
     به طاهری

    تقریبا معنی هیچ کدام از این کلماتی که گفتید را نمیدانم، حدیث نفس یعنی خودگویی در نوشته که اصلا صفت منفی اخلاقی نیست، تکیه به نفس و اعتماد به نفس هم صفات مذموم اخلاقی نیستن حتی اتکا به عقل ناقص هم صفت مذمومی نیست چرا که انسان ها بر حسب همین ویژگی ها بسیاری از امور روزمره خود را انجام میدن و ما اگر اینها را انکار کنیم تقریبا هیچ حکمی در دادگاه قابل صدور نیست چون مشمول این قوانین میشن. حتی قاطعیت هم صفت مذموم اخلاقی نیست. مثلا یک قاضی باید قاطع باشد و نمیتواند افراد را به صورت احتمالی محکوم کند. شما به فردی که دزدی میکند میگویید دزد. نمی گویید انسانی که دزدی کرده ولی ما نمی توانیم در موردش قضاوت کنیم. با قاطعیت می گویید دزد. اما مثلا یه این فرد نمی توانید بگویید قاتل. در مورد قضاوت هم به همین سادگی است و اصلا مساله پیچیده ای نیست. اینقدر ساده است که خود شما دقیقا در نتیجه گیری تون همین کار را انجام دادین و گزاره های ذهنی تون رو تبدیل به حکم قطعی کردین. حتی بر حسب نوشته تون میتونم قضاوت کنم که من و شما سطح تحلیلی و فکری بسیار متفاوتی داریم و بحث کردنمان کاملا بیهوده است. آیا این حرف من متکبرانه است یا واقع بینانه؟ در این خصوص هم شما بر حسب ذهنیات خودتون برداشت میکنید. ممکنه نیت و منظور من چیز دیگری باشد ولی شما بر حسب ظاهر کلمات قضاوت خواهید کرد. اینها واقعا بدیهیاتی هستند که نمیشه مورد سوال قرارشون داد. 

    زاویه دید ایشان نسبت به مسائل شاید با ما تفاوت دارد از سمت آخر به اول ، نگاهشان این طور است همیشه هم گفتن ( حالا چه از نظر ما درست چه غلط ) ولی من از هرسمتی کامنتها را خواندم بر وحشتم افزود . ببخشید حبذا ما مثل زمان ماضی خودمان را روی حالت سکوت تنظیم میکنیم و دیگر کامنت نمیگذاریم . دوستان انشالا از عُمرِمان پشیمان نشویم .
    پاسخ:
    ممنون
    نکته ای این وسط هست و هنوز مانده تا به آن برسیم. به قول نادر ابراهیمی بزرگ، میزان ایمان به میزان عمل است. نقطه مقابل دولت فعلی و انتخاب مادی مردم، دولت رییسی نیست و انتخابش هم معنوی نخواهد بود. اکثر آنانی که با دولت فعلی مخالف بودند به مشی او در همین عناصر اقتصاد و سیاست و فرهنگ منتقد بودند. خداگرایی چیزی فرای اینهاست. خداگرایی چیزی فرای جناح هاست. حزب الله نه اصلاح طلب است و نه اصول گرا و هم اصلاح طلب است و هم اصول گرا. مردم ما وقتی مادی گرایی را انتخاب کردند و دچارش شدند، حتی اگر این وضعیت اقتصادی اتفاق نیفتاده بود هم اشتباه کرده بودند؛ حتی اگر اقتصاد ما به رشد واقعی هم می رسید اشتباه بود. دنیا دنیاست، چه آبادش چه ویرانش!  خداگرایی اولش گوش شنیدن می خواهد. کدام یک از ما رفته از خود خدا بپرسد که حرف تو چیست؟ که نور تو کدام است؟ هیچ کداممان!
    میزان ایمان افراد به میزان عملشان است. وقتی عمل ما چه خوبش چه بدش حول محور دنیاست، پس ما به دنیا ایمان داریم نه به خدا. ما حتی امام آخر را هم برای عدالتش می خواهیم که آن هم اگر دقیق بشویم همین مساله اقتصاد است والا کداممان شوق داریم از حرف های خداوندی که در طول تاریخ گفته نشد؟ کداممان عطش داریم به مسیری که همه اش خدا باشد و کداممان شبانه روز منتظر هدایتیم که دنیا برای همیشه از ما پاک شود؟ ما حواسمان نیست که در این دنیا در معرض این امتحانیم که لکه دنیوی نداشته باشیم!
    پاسخ:
    دقیقا همین ..

    به نظر من سرنوشت محتوم کل جهان همینه
    تو بینش دبیرستان میگفتن وقتی آدما برسن به این نقطه که بدبختن و هیچکس جز خدا نمیتونه نجاتشون بده امام زمان ظهور میکنن
    این سختی و بلاها هم باید بهمون یاد بده چشم از دست بعضیا برداریم و به تکلیفی که خدا بر گردن‌مون گذاشته عمل کنیم
    میدونین بنظرم ما اگه بخایم دید افقی داشته باشیم میبینیم که اوضاع اقتصادی مردم بده و بدتر میشه  روز به روز پس  هر کی که میگه امیدوارم بهمون بر میخوره.
    اما اگه بیایم از بالا ب قضیه نگاه کنیم چی؟
    این اتفاقاتی که ما داریم الان تجربه میکنیم  شوروی همش رو تو سال ۱۹۸۱ تا تقریبا ۱۹۹۱ پشت سر گذاشت.امریکا با نفوذ تو دستگاه مالیشون شرایط اقتصادی رو براشون به جایی رسوند که حتی نون نداشتند بخورند.
    نقطه ای که مردم ما الان دارن حسش میکنند.و قطعا نا امید میشن.خیلی بیشتر از چیزی که الان هست.چیزی که ما نیاز داریم تا عاقبتنون مثل شوروی فروپاشی کشورمون نشه امیده...
    امیدو حداقل تو این یه سال هر جوری شده به خودمون بدیم !
    یکی میتونه با "یا راد ما قد فات"ب زندگیش امید وار شه یکی یه جور دیگه ...
    پ ن :بنظرم کسی که وطن نداشته باشه هویت نداره :)

    " مردم ما وقتی مادی گرایی را انتخاب کردند و دچارش شدند، حتی اگر این وضعیت اقتصادی اتفاق نیفتاده بود هم اشتباه کرده بودند؛ حتی اگر اقتصاد ما به رشد واقعی هم میرسید اشتباه بود. دنیا دنیاست، چه آبادش چه ویرانش!  خداگرایی اولش گوش شنیدن می خواهد. کدام یک از ما رفته از خود خدا بپرسد که حرف تو چیست؟ که نور تو کدام است؟ هیچ کداممان!" 

    اینها حرف های قشنگی هستند ولی عملیاتی و واقع بینانه نیستند. کجای دین گفته شده دنیا دنیا است چه آبادش چه ویرانش، پس دنیا را به کل رها کنید و بروید به سمت خدا. شما یک حدیث یک آیه قرآن بیاورید که چنین نگاه صفر و یکی به دنیا داشته باشد، آنهم در سطح کلان اجتماعی. چرا دین جدید خلق میکنید. دینی شعارگونه که هیچ عقل و منطقی درش راه ندارد. اسلام پر از احکام دنیایی و اجتماعی است. چون دنیای من و شما مهم است. 

    در نگاه فردی، انسان ها در مسیر رشد و تعالی می توانند تمایلات و تعلقات قلبی شان به دنیا را کم کنند تا بیشتر در این جهان مایه خیر باشند. ما حب دنیا داریم نه تارک دنیا. مردمی که مشکلات شدید اجتماعی و اقتصادی دارند اولویت اولشان حل این مشکلات است نه رشد معنویت شان. این مشکلات را افرادی که همیشه در رفاه کامل یا نسبی بودند درک نمیکنند. آنهم معنویتی که مدعیانش به دروغ رفتار میکنند و بین رفتار و  گفتارشان از زمین تا آسمان فاصله است. 

    شما اگر به کلاس عرفان بروید و این حرف ها بشنوید لذت میبرید، اما اگر برای درمان سرطان به پزشک مراجعه کنید و پزشک به جای درمان و انجام وظایفش، شما را به خداوند و پرهیز از دنبا طلبی حواله دهد قطعا حس متفاوتی خواهید داشت. 

    حداقل در این چهل سال این نظریه به خوبی امتحان شده و اشکالات فاحشش مشخص شده. حال به جای پذیرش اشتباهات و برداشت های غلط از دین، تقصیر را به گردن مردم انداختن کار درستی نیست. مردم ما اشکالات رفتاری و اخلاقی بسیاری دارند که مانع از پیشرفت و توسعه دنیایی و اخروی آنها میشه ولی راهکارش این نیست که اگر تمامی افراد جامعه به حد بالای ایمان برسند، خود به خود تمامی مشکلات حل میشن. راهکاری که حتی پیامبران الهی هم نتونستن محقق کنن و آرمانشهری بسازند که تمامی افراد جامعه قلبشان از حب دنیا خالی باشه و هیچ بدی و شری در آن جامعه وجود نداشته باشه. چون جامعه متشکل از افراد مختلف با سوابق مختلف فرهنگی، اجتماعی اقتصادی، روانی و با سطوح مختلف فکری و خواسته های به شدت متنوع است. همگرا شدن این افراد در زمان کوتاه و برای مدت طولانی تقریبا امری محال است. 

    مشکل اینجاست که قشر مذهبی جامعه ما هنوز هم همین شعار را میدهد. بخشی از یک حقیقت را برداشته اند و بخشی دیگرش را رها کردند و این گزاره نصفه و نیمه اثربخش نیست. آنها را در یک حباب شیشه ای به دور از عامه مردم قرار میدهد چون دغدغه ها و دردهای مردم رو متوجه نمیشن. حسی شبیه به داستانی که برای ماری آنتوانت تعریف میکنند که میگوید مردم اگر نان ندارند بخورند خب شیرینی بخورند. 

    میشه از بالای ابرها پایین اومد و راهکارهای منطقی، عقلانی و عملیاتی ارائه کرد. کاری که خیلی از کشورهای دنیا انجام دادن و وضعیت اخلاقی، رفتاری و حتی در برخی موارد انسانی مردمشون به مراتب از مردم کشور ما بهتره. 

    واقعیت ها را ببینیم. بعد اخلاق و عرفان فردی با اجتماعی و سیاسی تفاوت های زیادی داره. این نگاه از بالا به پایین به مردم و نگاه رعیت گونه در دین، نگاه خوبی نیست. 

    سلام
    * این امر واضحی که همیشه گروهی هستند که طلبکارند پس نیاز نیست جواب این خشونت کلامی آن ها داده شود. گروهی که دائما طلبکار مردم و انقلاب و ...(موقع انتخابات به نوعی و حالا هم به نوعی.)جز لاینفک جامعه هستند.

    ** باور این مساله "وقتی پیروز هستیم که مردم  باور کنند جمعیت دنیاطلب و غربگرا نمی توانند محتوای انقلاب را محقق کنند" برای گروه طلبکار،سخت و نامفهوم.


    من کامنت های شما رو نخوندم. فقط همینی که پاسخش رو دادم دیدم. ناراحت نباشید. واقعیت اینه که خیلی تلاش میکنم این صفحه و کامنت هاش رو باز نکنم ولی نمی دونم چرا موفق نمیشم. فکر کنم از این دفعه دیگه باز نکنم. من هم بر میگردم به حالت سکوت. مراقب همدیگه باشیم. دوران سختی در پیشه. 
    م.ص چقدر خوب تحلیل می کنید.چقدر نگاهها متفاوت است حتی به کامنتها...یکی می گوید اعصاب کامنتهای شما را ندارد و من که تازه با کامتتهاتون آشنا شدم میگم اینها چقدر درست و بجا و دقیق دارد توضیح میدهد...

    به نظر من بعضی از نظرات خیلی ناامید کننده است ، درست است که اوضاع سختی به وجود امده ولی به قول رهبر: "فردای این کشور خیلی بهتر از امروز خواهدبود و جوانها آن روز را خواهند دید." و قریب به این مضمون را هم فرمودند که ما ان شا الله در همه زمینه های مادی و معنوی پیشرفت می کنیم. (توجه کنید که بسیاری از پیش بینی های رهبر تا به حال محقق شده) به نظرم مردم و مسئولین کشور می توانند با حمایت و همکاری با هم موفق شوند و این امتحان الهی را پشت سر بگذارند. در حال حاضر بهتر است همه دست به دست هم بدهند و به فکر ساماندهی وضعیت اقتصادی مردم باشند چون بیشترین فشار و آسیب را مردم محروم و اقشار کم درآمد جامعه تحمل می کنند و اتفاقا دشمن میخواهد همین گروه از مردم که اکثرشان تا به حال پای انقلاب و نظام ایستاده بودند منصرف شوند و از اعتقاداتشان دست بردارند (کاد الفقر ان یکون کفرا). و گرنه کسی که در رفاه است و فرقی ندارد قیمتها برایش چطور باشد ولی از این فرصت سوء استفاده میکند و به هر بهانه ای اصل نظام را زیر سوال می برد، دشمن با او کاری ندارد

     

     

    سلام...دیشب رویایی دیدم که فکر کنم باید اینجا بنویسم.اگرچه خودم هیچوقت به خوابهایی که در سطح جامعه تعریف می کنند اعتماد ندارم.
    اما حالا می خواهم بگم که سکانس اول خوابم اینطور بود که من در یک خانه ای بودم که افراد زیاد دیگری هم بودند که یادم نمی آید اسمهایشان...اما یک پیرمردی که کلاهی هم بر سر داشت. و شاید(شک دارم) با عصا ایستاده بود, مسئول حفظ خانه بود و معلوم بود افرادی آمادگی دارند و سعی می کنند که خانه را از دشمن حفظ کنند.من اما امن بودم و احساس امنیت می کردم.پدر شما از آن پیرمرد خیلی حرف شنوی داشتند و شما هم مثل یک سرباز ایستاده بودید و حواستان جمع بود(قدتان از حالت واقعیتان بلندتر بود)
    سکانس بعدی در خانه ای بودم که میدانستم خانه پدری خودم هست.اینجا هم شلوغ بود اما هرج و مرج بود و کسی حواسش نبود.رفتم حیاط پشتی.دیدم دشمن روی پشت بام هست و براحتی می تواند از حیاط پشتی بپرد داخل خانه و همه را رگبار ببندد.سراسیمه آمدم هرچه می گفتم دیگران متوجه خطر نبودند.خطر خیلی خیلی نزدیک بود.و عده ای خواب بودند ازجمله خواهر کوچکترم که سعی کردم بیدارش کنم و به همه می گفتم فرار کنید.یکی از آن میانه که ندیده بود دشمن چقدر نزدیک است گفت چرا فرار؟گفتم اینطوری نمی شود باید برویم بیرون از پشت یک حصاری روبرویش بایستیم.خیلی نزدیک است.دشمن با اسلحه بود و ما بی خیال مشعول زندگی عادی و بدون آمادگی.
    از خواب پریدم.خیلی ترسیدم.خیلییی دشمن نزدیک بود.برای من دعا کنید که راه درست را بروم.برای خانواده مان دعا کنید.خدا شما را حفظ کند.
    به م.ص:
    نگاه صفر و صدی؟ قطعا همین است. دنیا از خودش موضوعیت ندارد. مشهورترین روایتش هم می‌شود »الدنیا مزرعة الاخره« دنیا تنها شانی که دارد مزرعه بودنش برای امر دیگریست. حلال این دنیا هم زیر سوال است. استفاده از آن برای بیچارگی ماست. این از واضحات دین است! تعجب می‌کنم... 
    اشتباه از نگاه شماست. ما دنیا را چند پله میدانیم برای رسیدن به مقصد. خودش شان ندارد ولی استفاده از آن عقلانی است. این تقابل بیماری و دعا چه مغالطه ای است در ذهن شما؟ ما پله را نفی نمی کنیم. شما آن را در عرض مقصد قرار می دهید؟
    دین نگاه فردی و غیر فردی ندارد! دین به شرطی جامع است که نگاه فردی آن (به قول شما) در تضاد با نگاه اجتماعی آن نباشد. دین یک مجموعه کامل است و الا آسمانی نیست.
    این تفکیک به عرفان و غیرش از ضعف تفکر انسان هاست. برای عده ای حتی گویا احکام و اخلاق دو امر است! این از ضعف فهم است.
    این که در یک کلاس، اصلا همه دانش آموزان نتوانند جمع و تفریق کنند علم ریاضیات زیر سوال می رود؟ بله اگر بر طبق فرمولی عمل شد ولی در واقع جواب اشتباه بود حق با شماست. کجای این  40 سال به اسلام عمل شد که برای شما وزنه ای باشد برای سنجش اسلام؟
    آرمانشهر محال نیست. نشدنی هم نیست ولی تاکنون نشده؟ چرا؟ ضعف های انسانی! این بدیهی است. خوب بودن اراده می خواهد. کدام یک از ما پای پاک ماندن مانده؟
    دین به افراد با دید رعیت نگاه میکند؟ خیر! به دید عبد نگاه می کند. انسان ها به رعیت کشیده شده کس دیگر نیست ولی ذاتا عبد هستند! چه بخواهیم چه نخواهیم!
    به "ذاهب".

    خیلی ممنون برای کامنتتوت، خیلی چسبید ..🌷


    " آنها که پارسال اشتباه کردند و دنبال دنیا راه افتادند و بیست و چند میلیون رای به دنیا دادند... "

    نکند شما علم لدنی دارید که از نیات تمام کسانی که رأی داده اند مطلعید؟
    واقعاْ تلاش برای داشتن زندگی بهتر در کدامین مکتب مورد مذمت قرار گرفته که اینگونه نوشته اید؟


    "سرنوشت محتوم ملّت ایران اینست که تنها خدا را بجوید وگرنه به لعنت دین و دنیا می رسد. و اذکر اسم ربّک و تبتّل الیه تبتیلاً ..."

    آیا مخاطب خداوند فقط مردم سرزمین ایران بوده است؟؟؟
    استنتاجتان واقعاٌ مایه بحت است...


    شرایط این کشور هر روز در حال وخیم تر شدن است و ما بجای تعقل بیشتر برای بهبود این وضعیت به خود میبالیم که پیش گویی های ما درست از آب درآمده!!!

    آیا فکر می کنید اگر آن بیست و چند میلیون رای به سمت دیگری می رفت الآن شرایط بهتری داشتیم...
     سلام
    الهی قلبتون پر باشه از نور و رحمت الهی..

    خوش اومدین به ایران، سرایی که تحت ولای علی، عزت مندانه قامت بسته تا بعد از ظهور مولا ان شاالله.

    ممنون از حوصله ای که در پاسخ به کامنت ها داشتید..
    امروز می خوندم از سالار شهیدان علیه السلام که:
    ترک بحث و جدل باعث تحکیم و تقویت ایمان است
    امام حسین( علیه السلام) هر که ترک کرد مجادله را، پس به تحقیق که محکم کرده است ایمان خود را (مصباح الشریعه-ترجمه عبد الرزاق گیلانى ص 308)

    پر از ایمان و مهر و برکت و رحمت باشید الهی

    سرخوشی ات را می ستایم..

    که فهمیدنش سخت نیست سرخوشی از آمدن کنار مردمت.. آمدن و با آن ها بودن و خدمتی به آن ها کردن و با آن ها درد را کشیدن نه در غربت..

    ممنونم که سرخوشی از بودن در کنار مردم ایران..


  • زهرا نعمت الهی
  • جناب حبذا سلام.
    در مجلس مولایمان اباعبدلله دعای گوی شما و همه ی دوستان هستم.
    دل قوی دارید...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی